بنیاعتماد در لندن
دانشگاهِ ما (در واقع مرکز فیلم و رسانه) شنبهی هفتهی آینده (نوزدهم آوریل) کنفرانسی برگزار میکند دربارهی فیلمهای رخشان بنیاعتماد. هماهنگ با این کنفرانس، بی.اِف.آی هم از امروز فیلمهاش را اکران میکند. (برنامه را از اینجا ببینید.) گویا اولین بار است که همهی فیلمهای او یکجا نشان داده میشود. این مؤسسه هم کارگاهِ فیلمسازی گذاشته است در دانشگاهِ ما که رخشان ادارهاش میکند.
من سینمای خانم بنیاعتماد را دوست دارم و به خودم لعنت میفرستم که چرا کارهای مقالههام آنقدر عقب است که احتمالاً نمیتوانم بعضی از فیلمهاش را دوباره ببینم.
اگر در لندن هستید یا در همین حوالی پیشنهاد میکنم دیدنِ فیلمهاش را از خودتان دریغ نکنید. کنفرانس هم اگر بیایید، دلِ بروبچههای فیلم و رسانهی سواز را گرم میکنید. البته از برنامهی منتشرشده (doc) میشود حدس زد که کنفرانس قابلِ توجهی باشد.
Comments
Parastoo Jan Salam
Nemidooni sabte naam ya reserve ja lazemeh ya na? man az rooye website chizi nafahmiam.
manoon misham ageh midooni khabrai bedi.
mrci
Fereshteh Shakib
parastoo:
salaam.
baraaye didan-e film-haa mitunin az hamin website-i ke link daade-am, 'book' konin. az khode cinema ham mitunin bekharin (BFI Southbank).
Posted by: fereshteh at April 14, 2008 03:28 PM
سلام پرستو
خوبی ؟ خوش به حالت. با این وضعی که ارشاد داره ظاهرا دیگه سینمای داخلی قراره کلا تعطیل بشه بیاد اونجا این مراسم هم حتما پیش مقدمشه. باور نمی کنی سخنان اخیر وزیر رو بخون. راستی این لینک هم تقدیم به شما http://www.dw-world.de/dw/article/0,2144,3194301,00.html
Posted by: کاوه بغدادچی at April 13, 2008 08:22 PM
در خون بازی داستان آنچنان قوی و دلچسب نیست ولی بازی باران کوثری بی نهایت زیباست
Posted by: مَتَتی at April 13, 2008 05:58 AM
khodaya ..mo cheghadr in zan ro dost darom
Posted by: امید at April 12, 2008 09:51 AM
سلام در مورد رله که مطلب زده بودی براتون یک ایمیل زدم، ظاهرا سرتون شلوغه. دیگه طاقت نیاوردم و دست به کار شدم. با توجه به شناختی که بعد از مدتها از خوندن وبلاگتون دارم فکر میکنم خوشتون بیاد.
Posted by: مهیار at April 12, 2008 12:02 AM
از این موقعیتها زیاد پیش میاد! نگران نباش! تو این یک ساله رو دندون رو جیگر بذار.
خوبه تو شهر بزرگ زندگی میکنی و از این جور مراسم زیاد برگزار میشه. تو دهات ما که هیچ خبری نیست.
Posted by: فریسروش at April 11, 2008 10:04 PM
بی خیال فیلم. نخست کارهای درسی. البته که پس از آن فیلم. بذار همه برند فیلم. عوضش خودم برات ترانه میخوانم:
من که تو بینی، سرخوش و شادم، شاهد گلشن ایجادم، غرق سرورم و دلشادم من.
کرده به قامت، شور قیامت، پیکر خرم و آزادم، مست غرورم و دلشادم من.
آسیب خزان هرگز، کی برگ و برم ریزد، گر برف زمستانها، یکجا به سرم ریزد.
Posted by: هوشنگ at April 11, 2008 04:45 PM
خوشحال میشوم بخوانید و اگر نظری دارید بدهید.
http://spaghettidish.blogspot.com/2008/04/blog-post.html
Posted by: Omid Dadgari at April 11, 2008 03:53 PM
بعد از مدتها وبلاگ خواندم و وبلاگت را. گفتم هم که یادی از قدیم ترها کنم خواهر. موفق باشی در درسی که می خوانی. امیدوارم و حتمن هم روزنامه نویس خوبی می شی. بهتر از قبل
Posted by: آرش غفوري at April 11, 2008 03:28 PM
بهجای اینکه به خودت لعنت بفرستی... یهکم وقت بذار مقالههات رو تموم کن خب دختر جان! :)
Posted by: آبی at April 11, 2008 12:35 PM


