خوشمزهفروشیهای تهران
چند جای خاص در تهران هست که نمیتوانم از جلوشان که رد میشوم، ترشحِ آبِ دهانام را کنترل کنم:
1. سيدمهدی (هليم و آش رشته) در خيابان ولیعصر، نرسيده به ميدان تجريش.
2. خسروی (پيراشکی) در خيابان جمهوری، نرسيده به خيابان فردوسی.
3. محمد (آبانار و محصولاتِ تـُرش) در ميدان نياوران، ابتدای خيابان نياوران.
Comments
محمد اناري پارسال با يه بنز نقره اي (شبيه يكي از همون بنزهاي خودش) رفت بهشت زهرا...
Posted by: آريان مهر at October 7, 2007 04:40 PM
سلام میدونی مشکل بزرگ زنها همین اسیر شکم بودن هست
تولدت مبارک چند ساله شدی؟ موفق باشيد
Posted by: ثریا محمدی at September 9, 2007 09:10 AM
سلام...راستی تو هم شهریوری هستی؟؟؟ می گم چرا اینقدر خوبی...اصولا همه شهریوری ها تعریفی هستند!!!;)
Posted by: فافا at September 9, 2007 09:02 AM
salam
tavalodetoon mobarak
taghriban hamsenim ;)
.
.
.
dahanam ab oftad
Posted by: zane30sale at September 8, 2007 06:50 PM
نميدونستم تو هم شهريوري هستي.تولدت مبارك.
Posted by: مينا at September 8, 2007 04:32 PM
tavalodeton mobarak madam :*
Posted by: nazaninkazemi at September 8, 2007 08:42 AM
پرستو جون خوبی؟چه کارا می کنی؟ الان کجایی؟ما که خفن کف کردیم از بیکاری!
پرستو:
الهی... خوبم خاطره جون. فعلاً همین جا هستم در تهران. چی بگم آخه از بیکاری و... امیدوارم زود کار گیر بیاری. می بوسمت.
Posted by: خاطره at September 7, 2007 08:33 AM
تولدت مبارک
Posted by: mitra at September 7, 2007 05:11 AM
.ye vaghat be khodet nagyrya mobark ,on 27ro mygam
Posted by: Man at September 7, 2007 05:01 AM
انقلاب، جنب سینما بهمن، زیر زمین، آش شله!
Posted by: نیم at September 7, 2007 04:50 AM
پرستو تولدت مبارک هزار و یک تا مبارک!
Posted by: آرش at September 7, 2007 03:19 AM
اگر خواستي از «قيصر امين پور» شعر انتخاب كني، باري بههرجهت نباشه پليز:
دستور زبان عشق
دست عشق از دامن دل دور باد!
میتوان آیا به دل دستور داد؟
میتوان آیا به دریا حکم کرد
که دلات را یادی از ساحل مباد؟
موج را آیا توان فرمود:ایست!؟
باد را فرمود: باید ایستاد؟
آنکه دستور زبان عشق را
بیگذاره در نهاد ما نهاد
خوب میدانست تیغ تیز را
در کف مستی نمیبایست داد
لطفا مامانم اينا ممنوع... باشه؟
Posted by: يك نفر at September 7, 2007 01:43 AM
راستی دل خوش سیری چند؟ :)
Posted by: بیکار at September 7, 2007 01:32 AM
داستان رهايي از يك تجاوز نافرجام
فكر كنم خوشتان بيايد
:(
Posted by: آنيا at September 6, 2007 11:56 PM
شما احيانا پول كه نگرفتيد براي اينجاها تبليغ كنيد؟! جسارتا نظرم را مي گويم. در مطالب اخيرتون تنها پستي كه احتياج به كامنت دوني نداشت همين پست بود! اما حالا كه به دموكراسي ايمان آورديد!! گفتم حيف است من كامنت نذارم!
Posted by: تهمينه at September 6, 2007 09:51 PM
خوب میخوای کادو تولد برات یه کاسه آش سید مهدی بخرم با سس آب انار محمد که یه پیراشکی بخری تیلیت کنی توش ؟
تولدت اینجا هم میارک !
Posted by: goolih at September 6, 2007 09:50 PM
پرستو جان دل ما را آب کردی که دوست من!!!
من هم باهات خیلی موافقم خصوصا از بچگی همیشه پیراشکی خسروی و بستنی و آش سید مهدی را خیلی دوست داشتم.
بهرحال حس نوستالژیک ما را بر انگیختی
شاد و سربلند باشی... مثل همیشه نوشته هات عالی اند!
ارادتمند
افشین
توکیو
Posted by: Afshin at September 6, 2007 05:46 PM
از همين چيزا مىنويسى كه وبت تهديد مىشه.
نمىدونى در مملكت امامزمان بايد اقامهى صلات كرد و نبايد شكمبارگى كرد!!!
Posted by: يهدوست at September 6, 2007 03:08 PM
با اولي و سومي هستم!
Posted by: ماكان at September 6, 2007 12:50 PM
این از اون پست هاییه که حسابی دل من رو می سوزونه. از اولی و سومی، بارها و بارها لذت بردم. خصوصا اینکه سالها محل کارم نیاورون بود و بارها و بارها هم تو صف افطاری مهدی ایستادم...
Posted by: وریا at September 6, 2007 02:27 AM
سید هم سید قدیم.
حلیماش هر روز شل تر از دیروز.
شب های قدر هم که داره کم کم میاد تو تابستون.
شب احیا توی گرما!
Posted by: وحید at September 5, 2007 06:59 PM
سلام، اضافه کنید :
پیراشکی و شیرینی دانمارکی پوپک یوسف آباد.
بستنی منصور در ملاصدرا.
دیزی ایرانضهر و میدان تختی (البته یه خورده محیطش مردونه است).
....
Posted by: بيژن at September 5, 2007 05:45 PM
پس بی زحمت چند موردش رو واسه فردا تدارک ببین دور هم لذت ببریم:)
پرستو:
شرمنده اخلاقت!
Posted by: لی لی at September 5, 2007 04:44 PM
من هم یه زمانی طرفدار پروپاقرص هلیم سید مهدی بودم اما از پارسال که یه چیزی توش پیداکردم (اسمش رواگه بیارم همه حالشون بد میشه)دیگه حتی از جلوش هم رد نمیشم.
Posted by: مریم at September 5, 2007 04:29 PM
با سید مهدی خفن موافقم خاصه در لیالی قدر که هر ساله مست پاتیل اونجا ولو هستیم با دیکر روشنفکران عزیز ..محمد بد شده جدیدا در زمان حیات شخص مذکور کیفیتش بهتر می بود خسروی هم که بقل گوش محل کالرم ایت و دوستش دارم البته دو سه سال پیش مایه پیراشکی هایش بیش از امروز می بود .بنده نان خامه ای های انقلاب . چیپس و پنیر باشگاه انقلاب .آش رشته سر کندوان را نیز پیشنهاد می نمایم
Posted by: rouzbeh at September 5, 2007 02:31 PM
با گزینه 1و3 موافقم شدید دومی رو تا حالا تجربه نکردم . راستی پرستو جان تولدت هم مبارک با هزاران آرزوی شاد و رنگی برای دختر دوست داشتنی و بی ادعای وبلاگستان:)
پرستو:
ممنونم بهار. ممنون.
Posted by: بهار at September 5, 2007 12:17 PM
دو سه بار دیگه اون شعر رو خوندم و خب اصلا خاصیتش اینه که معانی متفاوتی از توش در می آد و اون نظر خیلی عجولانه بود....تو تهرون به غیر از میدون انقلاب که فقط یه آش شله قلمکار خوب توش پیدا می شه تقریبا همه جاش پر از همین موارد آب توی دهن بندازه ..فقط می مونه یه چیز ...تو تهرون هیچ فلافل خوب و یا متوسطی پیدا نمی شه
پرستو:
من فلافل اصل نخورده ام تا به حال. ولی چند جا خورده ام و دوست داشته ام. از جمله سه راه ضرابخانه.
Posted by: امید at September 5, 2007 11:45 AM
خانم پرستو جان, این فید وبلاگ شما فول نیست و مطلبتون کامل توی گوگل ریدر نمی آد. یعنی فقط تایتلش می آد! اینو اگه درست کنید دل یه بنده خدایی رو شاد کردید :D
پرستو:
شرمنده الیزه جان. البته اگه اتم رو اد کنی، درست می شه:
http://weblog.parastood.ir/atom.xml
اون مشکل رو هم سردربیارم درست می کنم.
قربانت.
Posted by: elize at September 5, 2007 10:30 AM
به لیستت رستوران "بی بی" روبروی پارک ملت را هم اضافه کن.
Posted by: Anonymous at September 5, 2007 10:27 AM
منظورت از پيراشكي فروشي چهارراه استانبوله؟!
Posted by: مرتضي at September 5, 2007 10:20 AM
باور كنيد با ديدن همان اول متن مطمئن بودم يكي از جاهاي مورد نظر همان ممداناري است، البته فكر ميكنم اين آخري حس مشترك اكثر خانومها باشد ...
Posted by: Mehdi at September 5, 2007 08:45 AM
هر سه تا رو هستم شدید
Posted by: بیتا at September 5, 2007 05:53 AM
:D
حالا هر کی ندونه فکر میکنه بچه چقدر پرخوره!!!
;)
Posted by: rooz... at September 5, 2007 12:29 AM
اتفاقن پرستو جان امشب رفتیم هم حلیم خوردیم و هم آش سید مهدی!!!! ولی به نظر من اصلا آش اونجا قابل مقایسه با حلیم اش نیست...حلیم معرکه ای بود...
Posted by: محبوب at September 4, 2007 11:39 PM
اين را يادم رفت خ مهرگان ؟ موازی بولوار کشاورز يک جا ديزی ارزون کارگری ميده وااااای
Posted by: Behdad at September 4, 2007 10:49 PM
من دور از وطن چيکار کنم با اين تفاسير
با 1 و 3 موافقم.
شرف الاسلام و هانی واسه کوبيده
قهوه و شيرينی خ انقلاب پل کالج
شيرينی بی بی خ سهيل و خ يوسف آباد
Posted by: Behdad at September 4, 2007 10:45 PM
آره والا هستم سید مهدی را بدجوری پایم به خصوص تو زمستون و ماه رمضون
Posted by: گلناز بهگو at September 4, 2007 10:30 PM
حلیم سید مهدی خوردید جای ما رو هم خالی کنید
Posted by: hajiwashington at September 4, 2007 09:50 PM
بشدت این بازی معرفی جاهای خوشمزه رو دوست میدارم. اونقدر که باعث شد بعد از سالها خوندن اینجا براش کامنت بگذارم : دی
البته از اونجایی که سلام گرگ بی طمع نیست خواستم بگم من برات یک ای میل میفرستم امشب و با اینکه میدونم این روزها خیلی سرتون شلوغه امیدوارم هر وقت تونستی بهش جواب بدی
Posted by: مانا at September 4, 2007 09:46 PM
کل يوم شون رو هستم!
D:
Posted by: hamidreza at September 4, 2007 09:43 PM
سلام
با گزینه ی 3 و 1 شدیدا موافقم گزینه ی 2 هم در اسرع وقت امتحان می کنم :) ولی پیراشکی ها و شیرینی های قنادی "شیرین" شدیدا توصیه میشه =P~
خوب باشی
Posted by: ثمین at September 4, 2007 09:30 PM
با خسروی باهات هم عقیده ام به شدت
Posted by: رضا at September 4, 2007 09:23 PM
آب انار تا حالا نخوردم . یادم نمیاد چه مزه ای داره . خوش باشی
Posted by: fblogger at September 4, 2007 08:37 PM
صحت مدعی در مورد گزینه اول مورد ارزیابی تجربی قرار گرفته است :)
پرستو:
اون هم در شرايط خاص!
:D
Posted by: حامد قدوسی at September 4, 2007 07:54 PM


