بسکتبالِ مردانِ ايران: قهرمان آسيا

مدت‌ها بود اين‌قدر خوشحال نشده بودم. قشنگ از جا جهيدم وقتی تيم بسکتبال مردان ايران قهرمان آسيا شد. فقط با 5 امتياز اختلاف: 74-69. ثانيه‌های آخر داشتم رسماً می‌رفتم توی تلويزيون از بس استرس داشتم. خيلی مسابقه‌ی زيبايی بود. خيلی. تيم لبنان به‌شدت خوب و حرفه‌ای بازی می‌کرد و تيمِ ايران هم خوب بود اما خيلی اشتباه می‌کرد. جوان بودنِ تيمِ ما و نفس و توانِ فيزيکی خيلی خوب بازيکنان امتياز خيلی بزرگی بود که توانست بر تجربه‌ی تيم لبنان غلبه کند. آخرِ کار، بازيکنان تيم ملی که برای هم قلاب می‌گرفتند و تورِ حلقه را می‌بريدند، احساسِ خيلی خوبی داشتم. احساسِ اين‌که: خب، بسکتبال‌مان هم جهانی شد.

حالا ايران نماينده‌ی قاره‌ی آسيا شده است در مسابقه‌های المپيک 2008 پکن. و اولين تيم آسيای غربی است که اين عنوان را کسب کرده است. کلاً تا پيش از اين سابقه نداشته است که فينال مسابقه‌های بسکتبال آسيا بين دو تيم از آسيای غربی برگزار شود. تا جايی که يادم است تا کنون چين و کره‌ی جنوبی توانسته بودند از قاره‌ی آسيا به بازی‌های المپيک راه پيدا کنند. و البته اين دوره چين به خاطر ميزبانی مسابقه‌ها در المپيک حضور دارد و ايران هم که دم‌اش گرم و سرش خوش باد... راستی چه کارِ خوبی کرد چين که تيم دوم‌اش را فرستاد به مسابقه‌های جام ملت‌های آسيا. چون هميشه تيم اصلی چين با فاصله‌ی خيلی زياد بقيه‌ی تيم‌های آسيا را درو می‌کند.

برای کسانی که مسابقه را نديده‌اند، بگويم که حامد حدادی، سانتر باهوشِ (و 218 سانتی‌متری) ايران، 31 امتياز گرفت و محمدصمد نيک‌خواه 15 امتياز. مهدی کامرانی، پوينت ايران، هم خيلی خوب بازی کرد. از تيم لبنان بازيکنِ امتيازآورشان، فادی الخطيب، 19 امتياز گرفت (و ای‌ول به اُشين ساهاکيان که حسابی يارگيری‌اش کرده بود و از نفس انداخته بودش) و رونی فهد، 23 امتياز گرفت. تيم ايران خيلی خطا کرد و البته در همه‌ی کوارترها از لبنان جلو بود؛ هرچند با اختلاف خيلی کم (بين 2 تا 6 امتياز).

لحظه‌ی شگفت‌انگيزِ مسابقه‌های قهرمانی آسيا وقتی بود که داور سوتِ پايان نيمه‌ی اول را می‌زد، حامد حدادی از وسطِ زمين توپ را به طرف حلقه‌ی لبنان رها کرده بود؛ کاری که هر کس توپ دست‌اش باشد در صدم‌های ثانيه‌ی آخر پيش از سوتِ داور می‌کنند. اما خيلی خيلی شانس می‌خواهد گل شدنِ اين توپ. شوتِ حدادی گل شد؛ بدونِ برخورد با حلقه و تخته: صاف رفت توی گل. و خيلی روحيه داد به خودش و تيم.

پی‌نوشت:
اين پست وبلاگ را می‌توانيد بشنويد؛ کمی بيش از 6 دقيقه است (کيفيت متوسط – کيفيت افتضاح). و اگر شنيديد، بی‌زحمت نظرتان را هم بگوييد. آهنگ‌ها هم به ترتيب اين‌ها هستند:
What if? – Vaya Con Dios
Coconut Skins – Damien Rice
Padam Padam – Wende Snijders

مرتبط از پارسال:
درخشش بسکتبالِ ايران.

بعد از پی‌نوشت:
ويدئوی سه دقيقه آخر مسابقه - لينک از: مکالمات ذهنی.
يادداشتِ امير عليزاده.
دو سال جلوتر از برنامه - يادداشتِ عنايت آتشی، دبير سابق فدراسيون بسکتبال.



August 5, 2007 06:58 PM


Comments


جای آیدین خالییییییییییی
با اینکه نمیشناختمش ولی آتیش گرفتم .

Posted by: نادیا at April 8, 2008 03:35 PM

salam man hamed ro khaily dost daram omidvaram moafagh bash

Posted by: Anonymous at March 12, 2008 11:13 AM

دلم براش تنگ شده

Posted by: فرزانه at January 5, 2008 09:36 AM

آیدین نیکخواه بهرامی به خاطرها پیوست!:(باور

Posted by: متین at December 28, 2007 11:56 PM

آیدین نیکخواه بهرامی به خاطرها پیوست!:(

Posted by: متین at December 28, 2007 11:56 PM

سلام ... من خیلی از حامد حدادی خوشم نمیاد به دلیل اینکه اساسا بازیکنیه پر حاشیه و سر همین حاشیه هاش تا مرز از کار افتادن یکی از دستاش پیش رفت اما کلا بازیکن خوب و باهوشیه ... اون قدیم ندیما که ما بسکتبال بازی می کردیم به این نوع شوتهایی که بدون خوردن به تخته یا حلقه گل می شد می گفتند مغزی ... پاینده باشید

Posted by: حمید at August 21, 2007 09:33 AM

من نتونستم بازی رو ببینم ولی خیلی از شنیدن خبر فهرمانی ،" ای ایران ای مرز پر گهر"ی شدم. خیلی خوش به حالمون شد.
و دیگه اینکه شنیدن صدات خیلی هیجان انگیز بود. مخصوصا برای من که فقط شما رو از روی نوشته هات می شناسم. اما نوشته یه چیزه دیگه است. خیلی به نظر من جادوش عمیقتره و آدم رو بیشتر می گیره. من ترجیح می دم بخونمت تا اینکه بشنومت.
و خیلی هم برای روزنامه متاسفم. ولی تو رو خدا نکنه این باعث بشه یه وقت نوشتن و به روز کردن وبلاگ از سرت بیفته.
خیلی کامنت گل باقالی شد. خوشحال باشی همیشه.

پرستو:
کلی مرسی از لطفت آزیتا جان.

Posted by: آزیتا at August 7, 2007 08:41 PM

به به ، صدای شما را هم شنیدم. البته می‌تونستی صدای موسیقی زمینه را فید کنی تا پادکستت حرفه‌ای بشه ، راستش مدتی هست من فکر پادکست زدن افتاده‌ام.

پرستو:
مثلاً فید کرده بودم! ولی خب حرفه ای نبودن و هزار درد.
صداتون رو می شنویم پس!

Posted by: علیرضا at August 7, 2007 06:40 PM

Parastoo jaan salaam,
kheili mamnoun baraye webloge ghashangetoun ke man morattab donbal mikonam va behem komak mikone ke ba khabaraye marbout be Iran dar ettela' basham. Kheili khoshhal shodam ke khoundam (va shenidam) ke teame basketballe Iran ghahremane Asia shod. Movaffagh bashid

Posted by: Par at August 7, 2007 05:13 PM

I missed your voice, good job on the audio :X
so happy to hear we won something at last! I was watching the news here and they said Iraq won the Asian Football games
Kheiiiili khoobe!!!

پرستو:
:*
دلم برات تنگ شده.

Posted by: Shideh at August 6, 2007 08:20 PM

ata درست میگه تردید نکن. حامد در ثانیه پایانی کوارتر اول وقتیکه 19-18 عقب بودیم اون شوت فوق العاده رو زد. میشه گفت شانس داشتیم ولی مطمئنا کمتر بازیکنی تو آسیا میتونه در عرض یک ثانیه برگرده و بدون دید قبلی ضربه اش به سمت سبد بره. حالا اینکه توپ به میله حلقه بخوره یا بره تو گل خب شانس هم دخیله ولی واقعا (بقول گزارشگرهای تلویزیونی) چیزی از ارزشهای حرکت بینظیر حامد کم نمیکنه. البته حق داری ما در این بازی شانس هم داشتیم. وقتی دفعه اول به لبنان باختیم و تیم دوم گروه شدیم در گروه مقابل دو نتیجه عجیب به نفع ما رقم میخوره. قزاقستان کره رو میبره و ژاپن هم اردن رو. تا ما به قزاقها بخوریم و کره به لبنان. البته به احتمال زیاد ما کره رو هم میبردیم ولی بازی با این تیم خیلی خسته کننده است و اثرش تو بازی لبنانی ها مشهود بود. ضمن اینکه یکی از بهترین بازیکناشون تو همین بازی مصدوم میشه و به فینال هم نمیرسه. صدالبته که این شانسها کنار مصدومیت چهار بازیکن اصلی تیم ملی قبل از مسابقات چیزی نیست. اما همونجور که بعد از سوم شدن دوحه گفتی مدیریت عالی مشحون در بسکتبال قطعا تاثیر زیادی در این موفقیت داشت. مساله ای که فوتبالی ها نمیفهمند اینه که با برنامه ریزی برای جوانان و موفقیت در این عرصه بقیه پیروزی ها بدست میاد. مطلب دیگه هم گزارشگر اختصاصی بسکتباله. قطعا اگر همین الان هم فردوسی پور بیاد گزارش کنه از بقیه بهتره. اطلاعات بسکتبالیشو چند دفعه ای به رخ کشیده. ولی به هرحال بسکتبال به گزارشگر جوان و مطلع نیاز داره. من چند بازی رو دیدم ولی یکبار نشنیدم که مثلا از سوابق مربی خودمون بگن. یا میانگین سن و سال بازیکنا. چیزایی که انقدر فردوسی پور و میرزایی وسط مسابقه میگن که آدم خیال میکنه وظیفه هر گزارشگریه.
ببخشید که زیاد حرف زدم. یه علتش اعصاب خوردی ناشی از تبریک این مقامای سیاسیه که خنده رو رو لب خشک میکنه. روزنامه ای که تا دیروزش از خالکوبی های بازیکنا انتقاد میکنه و اونا رو نماینده مردم! نمیدونه امروز تیتر میزنه و میخواد استفاده کنه. خب وقتی اعصاب خورد میشه آدم دنبال جایی میگرده که خالی شه و متاسفانه وبلاگ زبان بسته شما به تور من خورد. ممنون

Posted by: علی ک at August 6, 2007 11:52 AM

منم تبريك مي گم...واقعا احساس افتخار مي كنم..اينهمه پول صرف فوتبال كردند چي شد اما به جاش عوض اينهمه بي تفاوتي نسبت به بسكتبال تيممون افتخار آفريد

Posted by: fafa at August 6, 2007 11:02 AM

سلام پرستو جان. چقدر کار جالبی کرده بودی. راستش من فقط یکبار اونهم توی وبلاگ شبنم طلوعی شنیده بودم که از صدا استفاده کرده بود و نمیدونستم که پادکست به این معناست اصلا. گرچه برای بار اول باید سخت باشه اما من هم قبل از اینکه صدات رو گوش بدم داشتم فکر میکردم این صدا خونده شده از متنه یا متن پیاده شده از صدا. البته اصلا حس انشا خوندن بهم دست نداد بدلیل شادی و هیجان صدات اما فکر کنم ایده متن از روی صدا بهتر باشه . من قبلا صدات رو نشنیده بودم اما احساس کردم که انتظارم از صدات تا حد زیادی درست بود :-) پر انرژی و محکم. موسیقی ها هم جالب بودند و زیبا و به نظرم به فضای کارت هم میخوردند. اگه بشه پس زمینه هم بذاری که عالی میشه. فکر کنم با JETAUDIO بتونی همزمان از دوتا منبع ظبط کنی (یکی میکروفون و دیگری LINE مثلا) . خیلی طولانی شد ببخشید. این رو هم بگم که من هم با اختلاف دوساعت با شما بازی رو دیدم و توی دقایق آخرش داشتم سکته میکردم. خیلی خیلی ذوق کردم از بردمون و بهمین دلیل وقتی ذوق و شادی صدای تو رو شنیدم عمیقا بهم چسبید. شاد باشی

پرستو:
ممنون وريا جان.
چند نفر ديگه هم بهم گفتن که اول اجرا کنم و بعد متن رو پیاده کنم. برای من که کلاً پراکنده حرف می زنم کار سختیه ولی دفعه بعد اون جوری امتحان می کنم. ممنون کلی.

Posted by: weria at August 6, 2007 07:28 AM

سلام
عالی بود

Posted by: reza at August 6, 2007 04:46 AM

من هم بعد از مدتها کلی هیجانی شدم. آخه اون زمان که ما بازی می کردیم بسکتبال ایران هیچم هم نبود. اصلاً به حساب نمی آمد. به عنوان کسی که خودش بسکتبال بازی می کرده و هیچم بودن ایران را خوب به خاطر داره واقعاً ذوق زده شدم وقتی عنوان "قهرمانی آسیا" را بدست آوردیم. البته هنوز در تکنیک ضعفهای فراوانی داریم و حتی با بسکتبال سطح دوم جهان هم فاصله زیادی داریم. اما چه خوب که به لحاظ تاکتیکی تونستیم بالاتر از تیم های دیگه آسیا قرار بگیریم و این خودش می تونه شروع خوبی برای بسکتبال حرفه ای در ایران باشه.

ضمناً تبریک به مناسبت "یک قدم نزدیک تر و صمیمانه تر با مخاطب". عالی بود.

پرستو:
ممنون آرش.

Posted by: آرش at August 6, 2007 03:50 AM

:) همون قدری هیجان داشتم که گفتم بهت. یعنی رو هوا بودم از 50 ثانیه مونده تا آخر. لعنتی تموم نمیشد اصلاً!
و چقدر من کار رادیویی رو دوست دارم. حتماً باید باهات حرف بزنم دربارش.

Posted by: rooz... at August 6, 2007 02:55 AM

hey sedato dustz dashtam asan kheyly shad bud,fek nemikardam hamchin sedaii dashte bashi,sheytune ,dust dashtam;)

پرستو:
:D

Posted by: bahar at August 6, 2007 02:46 AM

تاكيدت بر اين كه از رو متن بخوني يه جاهايي جلوي روان بودنشو گرفت يه جاهايي انگار انشا مي خوني اما در كل زيبا بود مخصوصا آهنگاي وسطش

Posted by: هومن at August 6, 2007 02:17 AM

خوب دست بسکتبالیست ها درد نکنه که در یک لحظه می توانند احساس مشترک و خوشایندی را بین اکثریتی از مردم جامعه در مکان های مختلف به وجود بیاورند.
در مورد پادکست هم فکر کنم صدات خیلی نیاز به کار داره. شاید اگر یه خورده محکم تر صحبت کنی بهتر بشه. البته من از صدا و این جور حرفا سر در نمی آرم اما به عنوان یکی از خواننده های این وبلاگ به نظرم نوشته ات خیل بهتر از گفته ات بود!

Posted by: پنگوئن at August 6, 2007 02:02 AM

نیمه اول نبود پرستو، کوارتر اول بود اون پرتاب

پرستو:
آره؟
شاید هم راست می گی. به شک ام انداختی...

Posted by: ata at August 6, 2007 01:40 AM

من شادی شما را درك می كنم . اما كاش فرهنگ و هنر ايران روزی پيروز شه ، كه پيروزی هنر جادودانه است و پيروزی ورزش گذرا .

Posted by: يوسف at August 6, 2007 01:24 AM

امروز مردم و زنده شدم! شاهکار بود واقعا، قیافه تک تک این بچه هارو چندین سال پیش یادم میومد و کیف کردم این همه زحمتی که کشیدن یک جا به بار نشست! از این هفته دوباره میخوام برم بازی کنم!

Posted by: سینا at August 6, 2007 01:20 AM

سلام. به نظر من هم خیلی شاهکار بود و جالب. جالبه که هم تو والیبال هم تو بسکتبال که به نظرم بازی گروهی تو اونا خیلی نقش بسزایی داره داریم خوب میشیم در حالیکه تا حالا همیشه تو بازیهای دسته جمعی خوب نبودیم.
پادکستون هم جالب بود. صدای خوبی برای نریشن دارید. روی خود موزیک هم میشه صحبت کرد؟ یعنی موسیقی در پس کلام باشه؟

پرستو:
سلام. ممنون.
راستش من خيلی مبتدی هستم در کار با صدا. و نمی دونم نرم افزارهای رایگان موجود این امکان رو می دن که روی موسیقی صدا بذارم یا نه. شدنش که می شه اما نمی دونم امکانات فنی من اجازه می ده یا نه.

Posted by: امیر ارسلان at August 6, 2007 12:53 AM

خواهري، يه لحظه حس كردم كه خودم دارم متن رو مي‌‌حونم. عجب صدامون شبيهه.
راستش منم مثل عليرضا فكر مي‌كنم اگه اول مي‌‌خوندي بعد مي‌نوشتي، بهتر مي‌شد.يه جاهايي مي‌خواي از متن كمتر نگي، گفتارت رسمي مي‌شه.
به عنوان اولين تجربه، عالي بود. بازهم ادامه بده. من از همرامي صدابا متن بيشتر لذت مي‌برم.

Posted by: پرشنگ at August 6, 2007 12:48 AM

همه چی یک طرف اون تاتویی که اوشین ساهامیان رو بازوش کرده بود ( سیم خارداره ) یک طرف !

Posted by: معین at August 6, 2007 12:02 AM

خیییییییلی عالی بود..گرچه من از بسکتبال چیز زیادی نمی فهمم..جز تماشاش..ولی نفسم بند اومد حسابی!
اون بریدن تور سبد خیلی جالب بود! نمی دونستم چنین رسمی هست..هست؟..

پرستو:
عالی بود!
فلسفه اش رو نمی دونم ولی رسمه. مخصوصاً توی مسابقات ان.بی.ای آمريکا.

Posted by: نسیم at August 5, 2007 11:42 PM

ايول
عالي بود پرستو

منم دقيقا حس تو رو داشتم تو كوآرتر آخر نفسم انگار داشت بند مي‌اومد از استرس ولي خيلي خوب بود.
درست يادم نيست ولي نميدونم چرا فكر مي‌كنم يه وقتي نوشته بودي تو هم بسكتبال بازي مي‌كردي درسته؟

اون شوته حامد حدادي هم كه ديگه آخرش بود. مامان ايناي من خواب بودن كه من يه دفعه داد زدم با اون شوت و ...

پرستو:
آره حميدرضا: قبلاً بسکتبال بازی می کردم.
چه خوب که تو هم لذت برده ای از مسابقه امروز. دمشون گرم!
این قدر دلم می خواست بازی رو از نزدیک می دیدم...

Posted by: حميد رضا at August 5, 2007 10:55 PM

خیلی خوب بود پرستو جان
راستش من خوندن رو به شنیدن ترجیح میدم. ولی جالب بود شنیدنِ صدای نویسنده ی وبلاگی که این همه وقته می خونم اش.
من مخصوصن از انتخابِ موزیک ها خیلی لذت بردم. باز هم مخصوصن آخری. ورسیونِ باحالی بود!! من فقط ورسیونِ پیاف رو شنیده بودم! جالب بود.‌

پرستو:
راستش انتخاب خود من هم خوندنه تا شنيدن. اما دوست دارم این رو هم تجربه کنم. و البته که خیلی کار سختیه با صدا ارتباط گرفتن. يعنی برای من که سخته.
ممنون که گوش کردی و خوشحالم که سليقه موسيقی ات شبيه به منه.

Posted by: Diba at August 5, 2007 10:07 PM

کل بازیهاشون خیلی خوب بود ما هم که عادت نداریم تیمهای ورزشیمون انقد خوب و سر تر از حریف باشن!!
این دو هفته واقعا با بازیاشون خوش گذشت

Posted by: arefe at August 5, 2007 09:23 PM

وااای، پرستو چقذه صدات عوض شده. من امروز کلی یاد تو افتاده بودم. دیدم بازی رو. وقتی بردیم نمی دونم چرا اولین کسی که به ذهنم رسید تو بودی.
من باهات هم پیش دانشگاهی بودم. یادته اون سال جام جهانی، اون دبیر زبان که اجازه می داد سر کلاسش یه حلقه طلایی بخوونیم. و اون شاد شدن ها. یادش به خیر. سال عجیبی بود.
مبارک باشه. شاد باشی دختر جان :)

پرستو:
وای چه ذوق کردم از کامنتت!
ممنون کلی که به يادم افتادی... اون سال خیلی خوب بود. خیلی خوش گذشت. يادش بخير... تو هم شاد باشی.

Posted by: چندگانه at August 5, 2007 09:08 PM

هم خبر خوبی بود که چون به کلی بازی را فراموش کرده بودم اول اینجا خواندمش و هم ایده خوبی برای پادکست کردن این جور پست ها که ما را هم انداخت به وسوسه...!
اما من ا
گر جای شما بودم اول این پست را اجرا و ضبط می کردم و بعد از روی حرف های ضبط شده متنش را می نوشتم و شاید هم این کار را نمی کردم! نمی دونم...

پرستو:
خودم هم بهش فکر کردم. اما وقتی ديدم که دارم پراکنده حرف می زنم، تصمیم گرفتم اول بنویسم متن رو. راستش اجرای دفعه اول بدون متن به نظرم خیلی سخت اومد... حالا سر پادکست دوم شاید اون جوری امتحان کنم.
ممنون که نظر دادی.

Posted by: علیرضا at August 5, 2007 08:15 PM

راستي . همه براي 14 مرداد لوگو شون رو تغيير دادند . منم همين جوري وبلاگ نويسي شروع نكرده بي آّرويي كردم به جاي اون رنگين كمون يكي از فلش هاي وبلاگ 14 مرداد رو گذاشتم . فضولي ميشه : چرا تو تغيير ندادي ؟ شايدم قبلا اين كار رو كردي من نديدم .؟ها؟

Posted by: fblogger at August 5, 2007 07:31 PM

سلام . مبارك باشه . نمي شد حدس زد اهل بسكتبال باشيد . به هر حال ايشالا مسابقه هاي بعدي هم كه نوشتي ايران نماينده آسيا است خوب بازي كند .
من بروز كردم . كمي هم انگار زياد راحت و رك و راست نوشتم . دوستان شاكي شدند . منتظر نظر شما بمانم ؟ سر مي زنيد ؟

Posted by: fblogger at August 5, 2007 07:28 PM

مگه واليبال و بسكتبال گندِ فوتبال رو پنهان كنن من كه وقتي يه تيم گند مي زنه اعصابم خورد مي شه و ديگه تا چند وقت مسابقه ي ورزشي خصوصا فوتبال رو نگاه نمي كنم به جون خودم:)

Posted by: گندم at August 5, 2007 07:28 PM

تبریک می گم
هم پیروزی ایران رو و هم پادکست شما رو. کار جالبی کردید. نمی دونم پادکست تو ایران خوب جواب می ده یا نه؟ اجراتون هم خوب بود.

پرستو:
ممنون.
نمی دونم خوب جواب می ده یا نه. اما تجربه کردنش رو دوست دارم. ممنون به خاطر تشويق.

Posted by: hajiwashington at August 5, 2007 07:24 PM

خیلی خیلی خوب بود.... والیبال و بسکتبال حرکت رو به جلو دارن و این فوتبال لعنتی!........

Posted by: ماکان at August 5, 2007 07:24 PM

Post a comment





Remember Me?