دلتنگی
صفحههامان را در شرق دوست داشتم. خيلی راضیام و خوشحال. و خيلی خيلی ممنونام از ليلا خدابخشی که پيشنهادِ کار و ايجادِ انگيزه و همهچيز از او بود. کارِ گروهی دلپذيری بود: ليلا، چنگيز محمودزاده، ساناز قاضیزاده، لیلی اسلامی (که کشفِ جديد است). در کنارِ مشاورههای ارزشمندِ علیاکبر قاضیزاده، حسين قاضيان، کامبيز نوروزی، هادی خانيکی، حسن نمکدوست، و ديگران. حيف که کوتاه بود. چند روز است که کارِ روزنامه را تعطيل کردهام و به کارهای عقبمانده میرسم. و چهقدر هم حيفام میآيد. به هر حال تجربهی دوستداشتنیِ خوبی بود. (آرشيو گروهِ رسانه: يک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت، نـُه، دَه، يازده.)
Comments
پرستوی عزیز
امیدوارم همیشه موفق باشی
هر چند که به نظر نمی رسد بدون شما "شرق" و "رسانه" عمر طولانیی داشته باشد،امابه هرحال بایدامیدوار بود.
به این شعر دیلن تامس هم گوش بده.
Posted by: Ojan at August 6, 2007 12:09 AM
من همچنان شور و حرارت رو تو روزنامه نگاري در تو مي بينم. مشتري وبلاگت هستم. براي كشف جديدت هم متاسفم.(اينم بذار رو حساب كل كل منو لي لي). يه سري مطلب در روزنامه ها چند وقت اخير درباره ارنستو ساباتو نويسنده آرژانتيني گذاشتم كه حدود دو ماهي ازم وقت گرفت. همش تو وبلاگم هست. ما ايراني ها بايد بيشتر اين غول ادبي رو بشناسيم.
Posted by: سجاد at August 5, 2007 04:23 PM
سلام. تو روزنامه نگاري خب؟ من از يه تجاوز خبر دارم . كه يكي از مردهاي مشاركت حوزه كاشان كه دو ساله باشون كار مي كنم. به يكي از دختر ها كه دوست منه توي دفترش به زور تجاوز كرده . هيچ كس هم نمي دونه . خودش مي دونه و من . مي خوام توي وبلاگ بنويسم . ولي هيچي ننوشته بچه ها زنگ مي زنن چيزي مي گن . تو بودي چي كار مي كردي ؟ تو كه روزنامه نگاري زن هم هستي . يعني تجاوز فقط براي آدم بداي توي فيلم هاست ؟ مسيح علي نژاد گفت هيچي نگو .
Posted by: fblogger at August 4, 2007 06:38 PM
اوین به جای خانه...
Posted by: نازنین مهرا at August 4, 2007 05:23 PM
ببخشيد چرا اين قدر رفتن و آمدن خودتان را به همه اعلام ميكنيد. خوب بريد ديگه!
Posted by: مجيد at August 4, 2007 04:14 PM
salam parastoo khanoom...az inke digar dar shargh neminevisid khoshhalam...zan bayad jaygahe khodash ra bedanad ka hamana ashpaz khane ast...be aghatoon tabrik migam
Posted by: emad shooshtari at August 4, 2007 07:23 AM
سلام خانم دوكوهكي مدتي است سر مسئله ي احقاق حقوق زنان و فعاليت فمينيست در ايران به جنگي با افراطيون اسلامي مي پردازم كه هر انگي را جايز مي شمارند به اين گونه فعالان بچسبانند بيشتر اوقات مطالبتان را مي خوانم كه از طريق نشست هاي خبري پانا در دبيرستان با شما اشنا شدم و در حال حاظر دانشجوي علوم اجتماعي هستم كه به شدت در جبهه اي قرار گرفته ام كه به راهنماييتان نياز دارم در خصوص فعاليت هاي فمينيست و احقاق حقوق زنان تا چه اندازه در ايران موفق بوده به زودي قرار به برگزاري نشستي دارم تا اقلن بتوانم ذهن بسته همكلاسانم را كمي تغيير دهم
mohadesehjalili@yahoo.com
منتظر راهناييتانم
Posted by: mohaj at August 3, 2007 07:48 PM
امساك كردي.
Posted by: مرضيه at August 3, 2007 07:43 PM
كارات جديدا، خلاف صميميته. يعني ديگه شرق نمييايي؟
Posted by: مينا at August 3, 2007 06:12 PM
سلام پرستو جان من می خوام لوگوی کمپین مبارزه با سهمیه بندی جنسیتی رو توی وبلاگ بذارم لطفاً آدرسش رو بهم بده چون وقتی روش کلیک می کنم اصلاً باز نمیشه.
Posted by: نگار نوجوان at August 3, 2007 02:46 PM
خسته نباشی پرستو جان
Posted by: نسیما at August 3, 2007 02:02 PM
يااااااااااافتي.ياااااااااااافتي،اين كشف جديد را.جاي هر سه تون(تو .ليلا.چنگيز)خيلي خاليه.سلام ما را به خارجه برسان
Posted by: لي لي at August 3, 2007 12:11 PM
سلام
از اینکه این خبر را دادید از این جهت که مطالبتون را دیگه در شرق نمی خونم ناراحت شدم.و می تون بگم دلتنگیتون را واقعا درک می کنم. اون کاری که می تونه آدم را راضی کنه خیلی کم اتفاق می افته که توی زندگی جلوی راه آدم سبز بشه. و تمام لحظه هاش با تمام هیجاناتش در ذهن آدم ثبت می شه.
هر کجا هستید موفق باشید.
Posted by: ستاره at August 3, 2007 11:00 AM
سلام پرستو جان
شما به همبستگی وبلاگ نویسان با دانشجویان نمی پیوندید؟
کوچک ترین کاری است که از دست وبلاگ نویسان بر می آید
دعوتتان کردم. هنوز که پاسخ نداده اید
با سپاس
http://www.14mordad.blogfa.com
Posted by: علی عبدی at August 3, 2007 12:52 AM
هومم؟!
من همه نوشته هات رو اونجا دوس داشتم ، اینا که به این معنی نیست که اون صفحه دیگه بدونه تو خواهد بود که؟!
پرستو:
ممنون آيدين. ولی دقيقاً معنیش همينه که گفتی...
Posted by: صورتک خیالی at August 3, 2007 12:16 AM
احتمالا گاردين هم پرستو دوكوهكي را ارضاي روحي نمي كند!!
Posted by: علي at August 2, 2007 10:53 PM
اینکه گفتهای داری به کارهای عقب افتاده میرسی، یعنی داریم به چیزهایی نزدیک میشویم که خودِ خودِ دلتنگیاند...این طور نیست پرستو؟
Posted by: پدرام at August 2, 2007 09:59 PM
Salam man daram ye gozaresh rajebe gerayeshe afrad be weblog nevisi minivisam,age shoma lotf konin dalayele gerayeshetun be weblog nevisi ro baram benevisin kheili motshaker misham
Motshaker az lotfetun
Posted by: hasti at August 2, 2007 08:55 PM
الان یکی توی کافی نت جلوی من نشسته که کپی خودته اگه تهران بودم فکر می کردم خودتی
Posted by: امید at August 2, 2007 08:53 PM
سلام.مرسي .بوس.كجاهايي اصولا؟ سه شنبه كي مي رسه؟ :) دوست دارم.
Posted by: آسيه at August 2, 2007 07:33 PM
آره. کاراتون خیلی جالب و خوندنی بود به نظرم. به خصوص این اواخر و پرونده پولیتزر و جهانگیر رزمی.
حیفه که نیستی و امیدوارم دوستات باشن و خوب ادامه بِدن.
Posted by: rooz... at August 2, 2007 07:23 PM
سلام
خواستم بگم چرا از شکنجه های وحشتناکی که علیه دانشجویان بی گناه می شه چیزی نمی گید؟ چطور می شه صدامون رو به دنیا برسونیم و بگیم که اینها به جرمی که حتی مرتکب هم نشدند مورد آزار جنسی در زندانها قرار گرفته اند. اگر اعتراف کنند اعدام می شوند و اگر هم اعتراف نکنند مورد هزاران هزار شکنجه های قرون وسطایی... تورو خدا چیزی بنویسید. من نه نوشتن بلدم و نه وب لاگ دارم .
Posted by: ماهایا at August 2, 2007 06:24 PM
خسته نباشید. واقعا کارتان قابل قدرشناسی است. امیدوارم با همت همکاران دیگر ادامه یابد.
Posted by: کریم ارغنده پور at August 2, 2007 05:31 PM
كاشكي يه كم درباره صفحه هامون مي نوشتي كه چيه الان ميرمسر بزنم. وبلاگ ليلي اسلامي رو هم اد كردم . ببخشين اين علي فرحبخش كه عكس اش اينجاست كيه ؟
پرستو:
موضوع صفحه هامون "رسانه" بود.
علی فرح بخش، روزنامه نگاری است که محکوم شده است به جرم جاسوسی. و در زندان است.
Posted by: fblogger at August 2, 2007 05:27 PM
سلام پرستوی عزیز
یعنی دیگه در شرق نیستی؟ حیف شد که!در هر صورت استفاده کردیم از گزارشات و اطلاعات خوب کامل این مدت.خسته نباشی :)
Posted by: ثمين at August 2, 2007 05:26 PM
دنياي جالبي داريد، شما مطبوعاتي ها
Posted by: كاوه at August 2, 2007 05:22 PM


