آرزو
علی عبدی (لطف و) دعوت کرده برای شرکت در بازیِ وبلاگیِ آرزو. نمیدانم از کجا شروع شده و قواعدش چيست (قواعدِ بازیِ يلدا را فرض گرفتهام). و اصلاً معنیِ آرزو چيست دقيقاً. اگر بخواهم شخصی بنويسم، میشوند هدفهای بلندمدت و اگر نخواهم شخصی بنويسم که حتماً کسانی قبلتر و بهتر نوشتهاند اين آرزوهای همهگير را (جهانِ فارغ از جنگ، برابری در حقوق برای همهی انسانها، اخلاقمداری، و هر"آنچه يافت مینشود"). چند تا از چيزهايی که برای رسيدن به آنها تلاش میکنم يا قصد دارم تلاشام را شروع کنم:
دلم میخواهد آدمِ آزادانديشِ فرهيختهای شوم.
دلم میخواهد سطحِ دانشِ کشورم در علومِ انسانی، بهويژه در رشتههای مربوط به رسانه، خيلی زياد پيشرفت کند و به استانداردهای جهانی نزديک شود.
دلم میخواهد زنان و دخترانِ نسلِ بعد خيلی بهتر و راحتتر زندگی کنند و چيزهايی که به چشمِ من تبعيضهايی واضحاً غيرانسانی میآيند، وجود نداشته باشند.
دلم میخواهد در کشورم جريانِ آزادِ اطلاعرسانی وجود داشته باشد و هيچکس به خاطرِ ابرازِ عقيدهاش بازخواست، بازداشت، زندانی نشود.
دلم میخواهد "زندگی" و "لذت بردن" را هرچه بيشتر و شديدتر تجربه کنم: سفر بروم، دنياهای تازه را کشف کنم. و روشِ زندگیام مرتب و مداوم پوست بيندازد.
و دعوت میکنم از: خورشيدخانوم، آزاده عصاران، خداداد، ميم نون، کورش عليانی.


