...

دارم آهنگ‌های ايسلندی (4 تا سی‌دی هديه گرفته‌ام) گوش می‌دهم. همه‌شان نه، اما بيشترشان شاد و شنگول‌اند؛ حتی کلاسيک‌ها. اول سرِ حال آمدم اما الان که دارم فکر می‌کنم به بازداشتی‌های امروز و يادم می‌افتد به بازداشت‌گاهِ وزرا، شنگولیِ آهنگ‌ها از سرم می‌پرد. اتفاقاً کتاب گذرانِ روز* هم دمِ دستم است، مجموعه‌داستانِ خوبی است (باز هم هديه) که 15 تا داستان دارد از نويسندگانِ امروزِ آلمان. 15؟ خُب بی آن‌که بخواهم ماجرای ملوان‌های بازداشت‌شده‌ی انگليسی به ذهنم می‌آيد و شرايطِ پادرهوای خودم. و بعد عبارتِ «لنگ در هوا» را چند بار تکرار می‌کنم و می‌رسم به ترانه‌ی جبرِ جغرافيای محسن نامجو. کمی رِنگ می‌گيرم روی ميز و می‌پرم به ترانه‌ی ديگرش و بلند می‌خوانم: «شايد که آينده از آنِ ما».

* گذرانِ روز، اينگو شولتسه [و ديگران]، مترجم [و گردآورنده]: س.محمود حسينی‌زاد، تهران: نشرِ ماهی، 1384.



April 2, 2007 11:12 PM


Comments


سلام پرستو جان!
از دادگاه چه خبر؟

Posted by: مهدی هنرپرداز at April 8, 2007 05:38 PM

سلام بر پرستو
نمی دانم چه بگویم.همه جا اشک و آهی.همه به خاطر یه برابری ساده است.زمان پهلوی بیچاره همه اینا رو داشتند اجرا میکردند.و اگر مثاومت علمای اسلام نبود همه چی درست میشد.اما نشد.و خود اون آدما هم مقصر بودند.که حالا برای دو تا امضا و چند خواسته که خیلی ساده میگه بابا آدمها با هم برابر باشن.این همه بلا سر این بنده خداها بیاد....
شاد باش و دیر زی
راستی اگر به شهر من اومدی یه عکسایی هست که برای همین موضوع گذاستم.بدرود

Posted by: حامد at April 8, 2007 01:54 AM

بالام جان احضارت چی شد؟ می گفتی نگهت دارند دیگه ما اینجا نیایم! ;)

پرستو:
:)

Posted by: چریک at April 7, 2007 08:32 PM

سلام عزیز
به مناسبت عید نوروز و اینجور چیزها
در پستی ویژه در 13 فروردین
به همراه:
1-رسول ملاقلی پور
2-سعید ایمانی
3-محمدحسین صفارهرندی
4-ژان بودریار
5-جشنواره بین المللی شعر فجر
6-غزل پست مدرن
7-فیلم 300
8-مسعود ده نمکی
9-مهسا محب علی
10-رضا بروسان
11-فرشته ها خودکشی کردند
12-غزل
13-فمینیسم مردانه
در مطلبی تحت عنوان:
«13 نفر که در بهشت به ملاقاتت می آیند»
به روزم و منتظرت...

Posted by: سید مهدی موسوی at April 7, 2007 02:27 AM

سلام پرستو خانوم . به روزم خوشجال مي شوم سري بزنيد

Posted by: ميثم غفوريان صديق at April 7, 2007 01:17 AM

اين روزا هر وبلاگي رو مي بينم از نامجو مطلب زده
به راستي كه بر در اسرار بايد ماند با معجزه ي فريادش...
هر چي از هنر نوي محسن نامجو بگيم كم گفتيم منم
از اين هنرمند نابغه دوباره نو شدم و هر چه در دلم بود برا ي ستايشش و ثقديرش نوشتم.

به اميد جاويدان شدنش چون واقعا حقش خواهد بود

گوشه ي دلتان دوباره نو باد

Posted by: مونا at April 6, 2007 11:58 PM

آزادی هزینه داره، سختی داره، اروپایی که میبینیم دو تا جنگ جهانی و رنسانس مذهبی و صنعتی گذرونده شده اینی که هست. البته اینا رو نوشتم که یه کم خودمونو دلداری بدیم...وگرنه زندانی کردن واسه دفاع از یه حق بدیهی انسانی فقط به دوران بربر ها مربوط میشه...

Posted by: مسعود at April 6, 2007 11:52 PM

پرستو این ترانه های نامجو رو اینقدر تو وبلاگت خوندم تا دیروز از همین لینک دانلود کردم ، نمیدونم دوسش دارم یا نه ...
دارم فکر میکنم این شعر ؟ چی رو میخاد بگه !
البته نمیتونم بگم هم که خوشم نیومده ولی خب!

پرستو:
کدوم آهنگش رو می گی آیدین؟
راستش برای من بیشتر ترانه هاش این جوریه: زمینی کردنِ چیزهایی که هی بهمون یاد دادن عرفانی و از بالاست. زلف یار می شه: زلفِ بلوند. بعد هم طنز داره. طنزی که به خاطر همین تقابل ایجاد کردن هاشه. لزوماً همه ی آهنگ هاش رو دوست ندارم. اما خب از بعضی کارهاش خیلی خوشم میاد + به نظرم توی تلفيق موسیقی ایرانی و بلوز و جاز هم موفق بوده و بیشتر کارهاش خوش آهنگ از کار دراومده. صداش هم که خیلی وسیعه و خیلی هم آدم جسوریه که از همه ی امکانات صداش استفاده می کنه به نظرم.

Posted by: صورتک خیالی at April 6, 2007 04:21 AM

مثه اینکه وبلاگ آسیه فیلتر شده !
حداقل با آی اس پی من نرفا امروز!
متاسفم

پرستو:
نمی دونم. شاتل که فیلتر نکرده... و البته دیروز من با کلّ وبلاگ های بلاگ فا مشکل داشتم. شاید مشکل فنی بوده باشد؟

Posted by: afshin at April 5, 2007 11:16 PM

salam. man saman hastam. matalebetoon jaleb bood. khoshhal misham az webe man ham didan konin: http://jebreill.blogfa.com

Posted by: saman at April 5, 2007 02:31 PM

سلام!

Posted by: منشی خانوم at April 5, 2007 12:51 PM

پرستو خانم
سلام . امیدوارم سال خوبی را شروع کرده باشید و موفق باشید
من دیدم که نوشته بودید IELTS شرکت کرده اید . خواهش می کنم در مورد آن برایم توضیح دهید:
1- فکرکنم شما آکادمیک شرکت کردید . درسته؟
2- نحوه درس خواندنتان چطور بود ؟
3- منابع و کتابهایی که مطالعه کردید؟
4- من سرکار هم می روم. با توجه به این مسئله فکر می کنید تاریخ امتحانم را کی انتخاب کنم؟ یعنی مطالعه برای امتحان چقدر زمان می خواهد ؟
5- شما کلاس هم می رفتید؟ اگر بله چطور بود؟ کلاس را پیشنهاد می کنید ؟
6- موسسه یا شخصی را می شناسید که بتواند مشاوره درسی بدهد؟

اگر وقت بگذارید و پاسخ دهید مرا ممنون لطف خود نموده اید.

پرستو:
سلام. سال نو مبارک.
سؤال هاتون خیلی تخصصیه و من هیج تخصصی در مشاوره دادن ندارم. ولی بله: آکادمیک شرکت کرده ام. نحوه خاصی هم نداشت. اول سعی کردم سطح کلی زبانم رو بالا ببرم با خواندن خبرها و مقاله ها و کتاب و این ها و بعد هم تست زدن. منابع و کتاب ها رو زیر همون مطلبی که درباره آیلتس نوشتم معرفی کردم و لینکش رو هم همین پایین می ذارم: تست های کمبریج (که 5 جلد است) و یه کتاب برای لغت خواندن. یه دوست عزیز هم معلمم بود: خصوصی. درباره مشاوره کسی رو نمی شناسم. شرمنده.
شاد باشین.
http://weblog.parastood.ir/archives/004231.php

Posted by: sahar at April 4, 2007 02:11 PM

سلام پرستو جونم. امیدوارم سال خوبی داشته باشی و به آرزوهایی که داری برسی.

پرستو:
سلام به صبا خانوم. ممنونم کلی. تو هم همین طور: به آرزوهات برسی.

Posted by: صبا at April 3, 2007 09:32 PM

سلام پرستو خانوم گل،تعطیلات خوب بود؟
راستش خبر دستگیری علی فرحبخش و افراد در حال جمع آوری امضا کلی حالم رو گرفت به همون اندازه که از آزادی شادی صدر و محبوبه عباسقلی زاده خوشحال شدم.
تا کی باید بگم به امید روزی که کسی به خاطر بیان عقیده ش یا مطالبه ی حقوقش پشت میله های زندان نباشه؟ خب تا هر وقت که واقعا نباشه...آدم به امید زنده ست دیگه
پس به امید اون روز...

سبز باشی

پرستو:
سلام. و ممنون.
و آدم به اميد زنده است...

Posted by: ثمین at April 3, 2007 07:00 PM

سلام دوست عزيز
و يا ... عزيز
كاش من هم اون كتاب و هديه مي گرفتم اما فكر مي كنم هديه ي من وز و وز اخبار اون انگليش هاست !
ها ! ؟
سال نوت مبارك

پرستو:
ممنون. سال نوی شما هم مبارک.

Posted by: سعيد at April 3, 2007 04:20 PM

اردات قلبي داريم خانم دوكوهكي
پرستو جونم سال نو مبارك گلي

پرستو:
قربون نفيسه خانوم. سال نوی تو هم مبارک. شاد باشی...

Posted by: نفيسه at April 3, 2007 03:12 PM

یه توضیح تکمیلی هم در مورد هدایا میدی؟ ;)
ضمناً خیلی دوست دارم بدونم که چند نفری که در پارک لاله دستگیر شدن چه ارتباطی به وزرا و مبارزه با مفاسد اجتماعی دارن؟!

پرستو:
توضیحِ تکمیلی؟ منظور؟
راستش ربطش اینه که وزرا بارداشت گاه موقته و هر کس رو که پرونده قضایی نداشته باشه یا وضعیت پرونده اش مشخص نباشه و در عین حال بخوان نگهش دارن، می برن وزرا. و طولِ مدت بازداشت هم حداکثر 24 ساعته. برای همین بهش می گن موقت.

Posted by: آرش at April 3, 2007 03:14 AM

یک گروه راک ایسلندی هست به نام Sigur Ros اهنگ های اونارو نداری؟

پرستو:
نه، سينا. نمی شناسم. ولی خیلی موسیقی شون قویه کلاً. آدم کلی حسودیش می شه...

Posted by: سینا at April 3, 2007 02:23 AM

سلام ... خب باید بگیم نحسی سیزده ما رو گرفت ؟!!! ... بیچاره سیزده !

Posted by: سلام به ناممکن at April 3, 2007 02:22 AM

پرستو جون، اون وقا این آینده دیگه تو رو یاد چیزه دیگه ای ننداخت؟!

پرستو:
ممم...
چرا. یه کم خودم رو سانسور کردم. و بعدش فکر این رو کردم که ممکنه نوشتنِ این فکرهای درهمِ بنده تا بی نهایت ادامه پیدا کنه.

Posted by: هما at April 3, 2007 01:08 AM

Bjork ham dari?

پرستو:
چند تایی دارم. اما یه خواننده ی زن دیگه دارن که خیلی صداش خوبه. به خوبیِ بیورک. شاید بهتر. اسمش این جوری نوشته می شه:
andrea gylfadottir

Posted by: احسان اخباری at April 3, 2007 12:29 AM

Salaam, Can you upload this song so we can hear it? I can't seem to be able to find it..
thanks

پرستو:
خب راستش این "شاید که آینده از آنِ ما" رو از اینترنت دانلود کردم. ردش رو از الناز گرفتم:
http://elnaz.blogfa.com/
اين جاست:
http://media.odeo.com/files/4/6/3/3466463.mp3

Posted by: negar at April 3, 2007 12:26 AM

همسن آهنگ رو توی فیلم تهران انار ندارد خوند و خیلی حال کردیم به خصوص اینکه خود فیلم هم......
یه چیز دیگه هم که خوشم اومد از این نوشته همین جمع کردن چند تا موضوع با هم بود چرا که معمولا وقتی که بحث دفاع از یک موضع انسانی می آد وسط دیگه همه ی دغدغه های شخصی و روزانه به فراموشی سپرده می شه و اصل این پراکنده گی از دست میره...
نمی دونم کارهای دیگه ی نامجو رو شنیدی یا نه ...اونجاش که می گه کپی پدر خوانده از آن تو....دولت شرمنده از آن من

پرستو:
ممنون.
راستش همین "شاید که آینده از آنِ ما" در ادامه ی " کپی پدرخوانده از آنِ ما" و " دولتِ شرمنده از آنِ ما" است. و بله: تعداد نسبتاً زيادی از کارهاش رو شنیدم. و چند تا رو خیلی خیلی دوست دارم.

Posted by: امید at April 3, 2007 12:24 AM

اتفاقا منم یک فیلم ایسلندی دیدم جدیدا به اسم
101 Reykjavík
خیلی خنده دار بود. اگر زندگی در اونجا اینطوری بود که این فیلمه نشون میداد خیلی جای باحالیه ولی یک کم خسته کننده (که خاص کشورهای کم جمعیت هست).

پرستو:
اتفاقاً اين فيلم رو داده بهم! به زودی می بینمش...

Posted by: amir at April 2, 2007 11:37 PM

شاید...
می توان امید داشت که لااقل!

Posted by: rooz... at April 2, 2007 11:20 PM

Post a comment





Remember Me?