نوروزِ خود را چگونه گذرانديد؟
ليوانِ چای در دست، ايستاد روبهروی همهی اعضای خانوادهمان (چيزی حدودِ 20 نفر) و تشکر کرد که چون او غريبهای را در جمعمان پذيرفتهايم. و اعلام کرد که پروژهی بزرگِ سالِ آيندهاش يادگيریِ زبانِ فارسی است. کارل، دوستِ ايسلندیام، بعد از لحظهی سالتحويل و شاد بودنها، بوسيدنها، عيدی دادن/گرفتنها، و بعد از ديدنِ بخشی از رسمهای نوروزی، فرهنگِ خودش (سخنرانی با ليوانی در دست. چه فرق میکند با چه محتوياتی؟) را به ميانِ ما آورد. و من چه دوست دارم اين درهمشدنِ فرهنگها را.
حدودِ ساعت 9 شب، توی راهِ خانه که بوديم، برايش از شامِ آخرِ سال میگفتم که رسم است اگر بشود ماهی باشد و سبزیپلو. و حرف زدم از خيلی چيزها. مثلاً اينکه ما خيلی زياديم و خيلی هم سروصدا میکنيم. کمی نگران بودم که حضورش مزاحمِ بقيه باشد و سعی میکردم نکتههای ايمنی را بگويم و توصيه کنم. با اين حال میديدم که او خيلی نگران است و سعی میکردم آراماش کنم. مدام میپرسيد رفتارش با خانمها، خصوصاً، چطور بايد باشد و مثلاً دست بدهد يا نه. و آيا گفتنِ "مرسی" برای تشکر کافی است و از اين چيزها.
روحيهی خيلی جالبی دارد مخصوصاً در برخورد با مواد خوراکی. تقريباً هيچ غذا و شيرينیای را نخورده و آزمايشنکرده باقی نمیگذارد. و همين شد مايهی تعجب و البته شادیِ دخترخالهها و دختردايیهام. و البته برايشان، به نظرم آموزنده هم هست که میشود از محتوياتِ غذايی هيچ ندانست و باز امتحاناش کرد. اصولاً خيلی آرام، شمرده و نرم حرف میزند و برخلافِ من هيچ عجلهای در حرف زدن و رساندنِ مقصود ندارد.
بارِ دوماش است میآيد ايران (در واقع فقط تهران). بارِ قبل میخواست فيلمِ مستندی بسازد دربارهی زندگیِ مردم عادی فارغ از اينکه چه سياستمدارهايی دارند نمايندگیشان میکنند در دنيا. گفت که وبلاگهای (کمشمارِ) ايرانيان به زبان انگليسی اين تفاوتِ شديد را نشاناش داده است و وادارش کرده به آمدن به ايران که ببيند اين کدام کشور است که هم از اينها دارد و هم از آنها. بسيار باسواد است و خيلی زياد دربارهی ايران کتاب خوانده. و با آنکه با ويزای روزنامهنگاری خيلی اذيت شد بارِ پيش، آنقدر اينجا برايش دلپذير بوده که باز هم خواسته بيايد.
اين بار آمده است، توريستی، که نوروز را بشناسد. بفهمد. و خيلی با دقت همهچيز را زيرِ نظر گرفته. از شلوغیهای قبل از سالتحويل در ميدانِ تجريش بهشدت به هيجان آمد و با بودن در جمعِ ما مفهومِ خانوادهی بزرگ برايش تصويری واقعی پيدا کرد. و دوستِ خوبی است از کشوری 300هزارنفری.
Comments
سال نو مبارک ! با آرزوی بهترینها امیدوارم امسال سال خیلی خوبی باشه براتون .
پرستو:
عید شما مبارک! و ممنون. برای شما هم.
Posted by: اسکارلت at March 25, 2007 10:35 PM
وبلاگ جالبی داری، فرصت کنم بازهم سر خواهم زد. عیدت مبارک
پرستو:
عيد شما هم مبارک! و ممنون.
Posted by: م.ماشین at March 25, 2007 08:02 AM
سلام. آدم وقتي مدتها وبلاگ بخواند و مشتري دائمي بعضي وبلاگ ها باشد, آنها ميشوند جزيي از خانواده مجازيش... چيزي مثل يک فاميل يا دوست دور دور که هنوز به حال و روزش اهميت ميدهي و دلت مي خواهد که حالش خوب باشد و سال نويش مبارک باشد و سال شاد, سالم, موفق و آرامي داشته باشد. اينها آرزوهاييست که براي "پرستود" دارم. عيدت مبارک.
پرستو:
سلام و کلی از اين آرزوها رو من هم دارم. برای همه دوست های مجازی و واقعی... ممنونم. زياد.
شاد باشین.
Posted by: nava at March 24, 2007 08:27 PM
salam. norooz mobarak. shad bashid. hamintor agar pish beravad o baz shomahara begirand man chenan tahte tasir gharar migiram ke momken ast az shoma ham feminist tar shavam, jedi migoyam :)
پرستو:
سلام آقای معتمدی عزيز.
عيدتون مبارک و فکر کنم آدم های برابری خواه دارن زیاد می شن روز به روز و چه خوشحال کننده است...
شاد باشين.
Posted by: alireza motamedi at March 24, 2007 08:01 PM
این جورکی هم مبارک! خوبی که؟
پرستو:
این جورکی هم مبارک!
خوبم و خسته و سرشلوغ.
خوب باشی.
Posted by: هما at March 24, 2007 05:53 PM
سلام بر بهار
كه دستانش پر از شكوفه هاي سرخ وسپيد است
سلام بر بهار كه
از هر كجا كه ميگذرد رد سبزي به جاي ميگذارد ، ردي از زندگي
سـال نـو مـبـارک
پرستو:
عید شما مبارک!
Posted by: علی 99 at March 24, 2007 04:43 PM
Parastoo chera adrese jadide aghaye Behnoudo nemizani?
http://masoudbehnoud.com/weblog/
پرستو:
:)
از روی تنبلی. ممنون که يادآوری کردين.
Posted by: elham at March 24, 2007 01:47 PM
we had an international party and also I explained all things for my new girl friend who is from Pakistan , now problem is that she wants the recipie of SABZI POLO ,,any body knows by the chance any website a bout Iranian food in English.I will be so tankful if give me the adress
پرستو:
فکر کنم دراينترنت چيزهايی پيدا بشه.
عبارت green rice شايد کمک کنه.
شاد باشین.
Posted by: Behdad at March 24, 2007 03:32 AM
فعل گذراندید رو برای بعد از عید استفاده می کنند.
از الان هم جواب اون موقع رو می دم.
به سختی
پرستو:
هوم: اگر جمله اين طوری بود: "تعطيلات خود را چگونه گذرانديد؟"، حق با شما بود. اما من فقط درباره نوروز پرسيدم: لحظه ی سال تحويل. گذشته است. نه؟
Posted by: آدم at March 24, 2007 12:49 AM
منم آرزومه واسو با من یه عید ایران باشه.البته هند یه میلیارد جمعیت داره و فکر کنم دیدن سرپل تجریش فقط احساس همذات پنداریش رو بیشتر کنه. سال نوت مبارک. جدا امیدوارم سال خیلی خوبی در پیش داشته باشی و پر از موفقیت و شادی.
پرستو:
یه بار حتماً بیارش انار جان. به نظرم که تجربه خوبی برای هر دوی شما می شه. عیدت هم خیلی خیلی مبارک! (مخصوص!)
Posted by: anar at March 24, 2007 12:23 AM
پرستو عزیز عید و ساله نو مبارک
چه بگویم؟ واقعا خواندن کلامت لذت بخش و پر معنی است.
جالب است که کسی هم پیدا شده که علاقه ای به فرهنگ ما به جای برنامه هسته ای ما دارد!!!
دیدم بالای سایتتان نوشتین سایت را ثبت نمیکنین من هنوز با وبلاگ اشنائی بسیاری ندارم مگر باید سایت را ثبت کرد؟ چرا؟
امیدوارم همیشه موفق باشین دوست عزیز.
پرستو:
سلام. عیدت مبارک. و ممنون از کامنت.
ثبت سايت خواسته جدید دولت است برای کنترل محتوای وب. طرحی راه انداخته اند با نام ساماندهی اينترنت. همین.
شاد باشی.
Posted by: فاطمه at March 24, 2007 12:13 AM
من از خوانندگان دائمي اينجا هستم و ديگه گفتم كه ايندفعه به بهانه تبريك عيد هم كه شده براتون كامنت بذارم. سال نو مبارك پرستو خانم.
پرستو:
سلام و خیلی زیاد ممنون بابت تبریک. عید شما مبارک و شاد باشین.
Posted by: nobody at March 23, 2007 07:54 PM
سال نو مبارک.
امیدوارم در این سال جدید آرام و سربلند باشی.
پرستو:
سال نو مبارک مهتاب. و ممنون از لطفت. خوب باشی.
Posted by: مهتاب at March 23, 2007 03:50 PM
پرستو پير وبلاگ نويسي است نمي دانم يك وبلاگ نويس نصفه نيمه را لينك مي كند يا نه.
سلام
پرستو:
سلام مسيح. پیر دیگه چه صیغه ایه؟ چه خوب که باز می نویسی...
Posted by: مسيح علي نژاد at March 23, 2007 03:12 PM
سلام! در صورت تمایل فراخوان برای صلح را امضاء و به دیگران هم توصیه کنید که آن را امضاء کنند. به امید جهانی عاری از جنگ.
پرستو:
سلام. احياناً فراموش کرده اید نشانی را بگذارید.
Posted by: فراخوان برای صلح at March 23, 2007 03:04 PM
سلام خانم دوكهكي عزيز : اسم شما البنه هميشه با آن شوخي ي بامزهي مسعود باستاني كه بعد 8 مارچ در خانه شان مي گفت انگار در بازداشت به شما بد نگذشته است به ياد من مي آيد اما حالا كه آن تلخ روزها گذشته و سال هم اگر چه بي بنفشه بي چلچله نوروز شده. اميد كه روز هاي بسيار شادتري پيش روي تان و پيش رويمان باشد . اگر چه اين اميد واري درخوري نيست و گاهي اندكي ي ِ بي شرمانه اش خُلق همه ي ما را تنگ مي كند اما باز جاي شكرش كه هنوز بهار مي شود . به هر رو روده درازي نمي كنم و خوشحال مي شوم وبلاگ من را سري بزنيد ! به ميهمان عزيزتان سلام برسانيد .
ميثم غفوريان صديق
نوروز86 - تهران - ايران
پرستو:
سلام آقای غفوريان صديق. ممنون از لطفتون و اميدوارم که سالِ خوبی پیشِ رو باشه. در موردِ آقای باستانی هم بگويم که افتخارِ دوستی با ايشون رو ندارم و نمی دونم چطور از حالِ من به شما خبر دادن!
Posted by: ميثم غفوريان صديق at March 23, 2007 02:54 PM
سلام پرستوی مهربان. سال نو مبارک!خیلی هم مبارک!
سلام بر عشق... سلام بر آزادی... سلام بر صلح...
سلام بر آزاد زنانی که پرچم برابری و آزادی را چنین پرتوان بر دوش می کشند!
پرستو:
سلام آرش عزيز. عيدت مبارک!
و ممنون از لطفت. به اميد روزهای خوب...
Posted by: آرش at March 23, 2007 02:44 AM
سلام و سال نو مبارک !
خیلی جالبه وقتی که آدم در اقلیت هست ، می خواهد از زبان و فرهنگ اکثریت فرار کند و چیزی مثل عیدنوروز را در فضایی فقط ایرانی تجربه کند!
اما وقتی خودش از اکثریت می آید، تقسیم این تجربه با اقلیت برایش لذت دارد !
پرستو:
سلام و عید شما مبارک!
هوم: تجربه ی اولی را ندارم ولی دومی شیرین است. ممنون از نکته ای که گفتین.
Posted by: نازنین مهرا at March 23, 2007 02:11 AM
khosh halam ke baz sar zende minevisi. eydet mobarak
پرستو:
عیدت مبارک بابونه.
و ممنونم کلی از محبتت.
Posted by: babune at March 22, 2007 09:55 PM
پرستو خانم ..این اولین کامنت منه ٬ داشتم فیلمی تهیه شده از یک خانم کانادایی که در افغانستان تهیه کرده را تماشا
میکردم دلم بحال همه انها بخصوص زنانشان سوخت یک تیاتر از شکسپیر با جمعی از زنان و مردان افغانی تهیه
کرده بود که از بس این چند تا خانم دلره داشتند و ان مردها بدتر ...در کابل در جلوی سی تا چهل مرد و دو سه تا زن
نمایش داده شد تازه وقتی خانم ها روسری نداشتند امدند روی صحنه نصف مردها بعنوان اعتراض رفتند !!و در مزار
شریف که دیگر بدتر با حجاب هم امدند اما همه مردهای دعوتی فرار کردند تازه پلیس از مردهای معترض با باتوم
جلوگیری کرد...چه رفته بر زنهای افغان که در گذشته نه چندان دور در حزب پرچم و خلق با ان شور و بیحجاب
شرکت میکردند !؟ تالبان چه زهری این سه و چهار ساله توی افغانستان ریخته !؟ تازه ناتو و امریکا حضور دارند
پرستو:
سلام و ممنون از کامنت.
نمی دونم بر زن افغان چه رفته. اما هر چه هست فکر نمی کنم به همین چند سالحضور طالبان در قدرت برگردد. اطلاعات وسيعی ندارم...
Posted by: Saman at March 22, 2007 03:56 PM
می گن شوهر ایسلندی یا هلندی برای فمینیست چلاق خوبه! قدیمی ها می گن البته!
Posted by: كلاشينكف at March 22, 2007 02:51 PM
سلام ، سال نو مبارک
پرستو:
سلام و سال نوی آقای پزشک هم مبارک.
Posted by: علیرضا at March 22, 2007 01:24 PM
سلام پرستو خانوم گل
چه دوست خوبی :) از طرف ما هم خوش آمد بگو
من خودم هر سال از شلوغی شب عید تجریش تعجب می کنم چه برسه به دوست تو :)) انگار مردم دارن به استقبال یه خشکسالی طولانی می رن:))
برخورد فرهنگ ها همیشه قشنگه و دوست داشتنی و هیجان انگیز
سلام و خوش آمدگویی و... ما رو به دوستت برسون :*
خوش بگذره
پرستو:
کلی ممنون ثمين جان.
خوب باشی در بهار.
Posted by: ثمین at March 22, 2007 12:27 PM
سال نو مبارک.برام جالبه این همه دوست متفاوت داری.
پرستو:
عید شما مبارک!
برای خودم هم جالبه. و البته لذت هم داره.
خوب باشین.
Posted by: نخعی at March 22, 2007 12:19 PM
بهار! حتی اگر فقط در تقویم ها بهار باشد، باز از هیچ چیز که بهتر است!
می توان به اندازه ی سرخوشی تقویم ها سرخوش بود!
روزگارتان نو! سال نو مبارک!
پرستو:
آمدن بهار براتون مبارک!
Posted by: ميثم يوسفي at March 22, 2007 12:18 PM
سلام
عيدت مبارك.خوشحالم كه اين تصوير زيبا و واقعي رو از نوروز ايراني و خانواده بزرگ بهش نشون دادي.
پرستو:
سلام. عیدت مبارک و خوب باشی.
Posted by: mino at March 22, 2007 09:52 AM
حقيقتاش اين است كه مثل ... خوابم ميآيد
پرانتز:چه فرقي ميكند جاي 3 نقطهي بالايي چه باشد؟ شما بخوانيد: ... مثل «آهو» خوابم ميآيد...
اگر الان كسي اينجا باشد(پيش من)،دقيقا فكر ميكند من همان «کارل» دوستِ ايسلندی «پرستو» هستم! فقط با اينتفاوت كه انگار بارها آن «ليوان» ناشناخته را با محتوياتد دروناش (با مضمون«چه فرق میکند با چه محتوياتی»!)،هي خالي شده و هي پُر... و حالا تلو تلو خوران و گيج در حال نوشتن و خواندنم!
به غير از جذاب بودن حضور آن جمع 20 نفري و «دخترخاله»هاي متعجب، يك چيز ديگر هم منرا بيشتر راغب كرد به خواندن اين پست و آنهم تيتراش بود... جاي كه نوشته شده :« نوروزِ خود را چهگونه گذرانديد؟»
جالب بود برايام ...چون «نوروز»،اولين روز خود را طي كرده و 12 روز ديگر باقيست...باز احساس كردم احتمال داشتن نكتهاي انحرافي (و يا بهتر بگويم ژورناليستي)،منرا وادار كرد تا با اين حالام(كه وصف تشابهاش با «كارل» و وخامتاش با آن «ليوان»در بالارفت)،دست بردار نباشم و آن را بخوانم.
ولي (متاسفانه)، هيچ حسي را تداعي نكرد،جز اينكه ياد انشاهاي بعد از عيد دوران دبستان بيافتم و افتادم!
«نوروزِ خود را چهگونه گذرانديد؟»
تا ليوان بعدي را پُر نكردم، برم...
شاد باشيد.
Posted by: ح.ش at March 22, 2007 05:26 AM
پرستو جان سال نوی خوبای داشته باشی عزیزم.
راستی میدونستی ایسلندیها هم کله گوسفند میخورند؟ یک سال دوست ایسلندیام (در لندن) بستهای با پست مخصوص دریافت و وقتی در حضور من بازش کرد چهارشاخ موندم : یک کله گوسفند!
پرستو:
هاله جون، ممنون. سالِ نو هم مبارک.
ازش پرسيدم و با افتخار گفت: دو هفته پيش کله ی گوسفند خورده!
خلاصه که دمت گرم بابت اطلاعات.
خوب باشی.
Posted by: هاله at March 22, 2007 03:16 AM
مردم موشک می فرستند فضا...ما هنوز تو مساله ی دست دادن و چاک مانتو موندیم...البته اینجا یه خوبی هایی هم داره و اون اینکه کسی کاری به بی کلاسی ذاتی آدم نداره
پرستو:
:)
Posted by: امید at March 22, 2007 01:30 AM
عالیست. این سفرها، این بهانه های شناخت دوطرفه. اگر طرف دستی هم در نوشتن داشته باشد که چه بهتر. میهمانی شبیه به این چند روز پیش از سال نو از هند داشتیم که البته مقیم لندن بود. تجربه ای خیلی خوب بود چه برای ما که فرصتی یافته بودیم برای نمایش خصوصیت های ایرانیمان و مرورشان، چه برای او که قرار است کتابی بنویسد با عنوان "ایرانی"...
خیلی حرف دارم از آن ملاقات. تو هم خواهی داشت حتما. پس به امید دیدار :)
پرستو:
چه خوب. حتماً حرف بزنیم. و خوش بگذره سفر.
Posted by: rooz... at March 22, 2007 12:20 AM
سال نو رو به تو تتبريك ميگم و اميدوامر كه سال خوبي رو پيش رو داشته باشي
دگر باره تو را تا بازبينم
سرت سبز و دلت آباد بينم
به نروز دگر هنگام ديدار
به آئين دگر ايي پديدار
پرستو:
خيلی ممنون و مبارک باشه برای شما هم.
Posted by: سردبير ديپلم at March 21, 2007 10:50 PM
سلام پرستو.
نوروز و بهار و سال نو مبارک...
من هم مدت کوتاهی میهمان دو دوست انگلیسی و استرالیایی بودم و خیلی از جاهای تهران رو اولین بار با اونها دیدم !!
امیدوارم تعطیلات بهت خوش بگذره. خوش به حالت... دلم برای شلوغی میدون تجریش خیلی تنگ بود امسال :(
پرستو:
سلام وريا جان. آمدن بهار مبارک باشه. و آره: قراره موزه ها رو هم ببرم نشونش بدم. خودم هم در واقع می بینم همه جا رو.
خوب باشی.
Posted by: weria at March 21, 2007 10:44 PM
سلام پرستوی عزیزم امیدوارم سال شیرین و خوبی داشته باشی... ودر مورد این پست: چه قدر برخورد با آدم های متفاوت با طیف های فکری متفاوت جذابه....
پرستو:
سلام الهام خانم گل. ممنونم از تبریک و موافقم که روابط انسانی خیلی زیاد جذابن.
Posted by: الهام at March 21, 2007 10:32 PM
عیدت مبارک دخمره :)
پرستو:
عید تو هم فرناز.
:*
Posted by: فرناز at March 21, 2007 10:05 PM
پرستو جان عیدت مبارک ....خیلی خوبه که فرهنگ ایرانی رو به این صورت تجربه کردن..... منظورم برای کارل مهمونتون بود ....باور کن که این روشن شدن خیلی در دید این افراد اثر میگذارد.... حتی به نفع ما هم که اینور آبیم میشود.....چون اکثرا اونقدر بمباران اخبار به طرفه شدن که فکر میکنند همه ایران تشکیل شده از جانبازانی که حاضرند برای نجات اسلام روی مین برند ...یا کافرها رو بکشند....سال و اوقات خوبی برات آرزو دارم
پرستو:
عیدت مبارک دختر همسايه عزیز. و خیلی خوبه که آشنا بشن اما کم پیدا می شن امثال این دوست من که این قدر علاقه داشته باشه و وقت صرف کنه.
Posted by: دختر همسایه at March 21, 2007 09:38 PM
سلام و سال نو مبارک
این همه از این رفیق ایسلندیتون گفتین و گفتین اما شماره تماس ندادین چرا؟؟؟؟؟؟
هیییییییین
پرستو:
سلام و سال نو مبارک.
:)
Posted by: اتشونر at March 21, 2007 09:02 PM
salam va eidet mobarak Parastoo jan
be karl ham kheili salam beresoon va begoo age ta 10 om Tehran bashe kheili doost daram bebinamesh dobare
پرستو:
سلام و عیدت مبارک عطا.
سلامت رو می رسونم حتماً ولی چهارم می ره.
خوب باشی و خوش بگذره سفر.
Posted by: ata at March 21, 2007 08:31 PM
پرستو جان سال نو مبارك. روزهاي خوب وخوشي را پيش رو داشته باشي.
پرستو:
سلام ملکه. ممنون. سال نوی شما هم مبارک.
Posted by: اليزابت at March 21, 2007 08:23 PM
Parastoo joonam sale not mobarak...
harchand hich vaght hich etefaghi nemiofte...
harchand "shab hanooz edameye haman shabe bihoode ast..."
پرستو:
هوم.
سال نوی شما هم مبارک.
Posted by: elham at March 21, 2007 07:15 PM
پرستو جان عیدت مبارک :)
پرستو:
عيدِ تو هم مبارک، ژرفا جان.
Posted by: ژرفا at March 21, 2007 06:31 PM
و البته با 35000 دلار درآمد ملی سرانه.
پرستو:
بله و پنجمين کشور دنيا از نظر GDP.
Posted by: amir at March 21, 2007 06:09 PM
نازگل رو هنوز یادش هست و گلناز؟
پرستو:
آره که یادشه! جات خالیه دختر!
Posted by: آزاده at March 21, 2007 05:59 PM
من چه دوست دارم اين درهمشدنِ فرهنگها را؟! ای شيطون!
Posted by: ayda at March 21, 2007 05:19 PM
سلام پرستو. عید شما مبارک
پس این رستوران ها و کبابی های وین درواقع مراکز فرهنگی هستند و ما نمی دانستیم!
پرستو:
سلام و عيد شما هم مبارک.
نمی دونم چه جوری هستن ولی دوست دارم ببینم کبابی های وین رو.
شاد باشین.
Posted by: مانی at March 21, 2007 05:08 PM


