...
قصدِ موضعگيری و جواب دادن و صرفاً واکنشنشاندادن به حرفهای کسانی را که دارند تحليل میکنند و میگويند خوب بود فلان کار را میکرديد يا نمیکرديد ندارم. فقط بگويم با عرضِ معذرت هيچکدام از اين حرفها را تحليل نمیدانم. اظهارنظرهايی هستند که خوباند که باشند و خوب است که هست. اما لطفاً اسماش را تحليل نگذاريد. به گمانِ من کسی میتواند جريانی مثلِ جنبشِ زنان را تحليل کند که سالها، دستِ کم 10 سالِ اخير که سالهای پر فراز و نشيبی بودهاند، پیگيرِ موضوع زنان بوده باشد. دستِ کم همهی شمارههای ماهنامهی زنان را خوانده باشد که اولين و ديرپاترين نشريهی فمينيستی ايران است و اگرچه که همهی اتفاقها را تحليل نکرده، اما تحليلها و گزارشهای ارزشمندی دارد. اين فردِ تحليلگر به گمانم بهتر است درسِ تحليل کردن را خوانده باشد، روشهای تحليل را بداند و اگر هم اينگونه نيست، دستِ کم اطلاعاتِ مفيدی جمع کرده باشد. مثلاً خواندنِ 4 تا کتابی که دربارهی تاريخِ جنبشِ زنان موجود است، پژوهشهای دانشجوهای معدودی که داريم در اين زمينه. و از آن مهمتر وقتی دارد دربارهی روشهای مختلف و رویکردهای متفاوت فعالانِ اين حوزه حرف میزند، دستِ کم با دهها فعالِ اين حوزه مصاحبهی عميق کرده باشد و ديدگاههایشان را به خوبی بشناسد.
گذشته از همهی اين حرفها، خوشحالم که دراينباره مطلب نوشته میشود، بحث میشود يا هر چيزِ ديگر. اما مثلِ هر آدمِ ديگری که جدی و مستقل دارد مسائل زنان را پی میگيرد، منتظرم تحليلهای کسانی مثلِ هما هودفر را بشنوم يا بخوانم يا افسانه نجمآبادی يا فاطمه صادقی (که گوشهای از حرفهايش را در برنامهی روز جهانیِ زن در دفتر ادوارِ تحکيم وحدت شنيدهام) يا شهلا اعزازی يا ناهيد مطيع يا خيلیهای ديگر که درباره و برای تحليلِ وضعيتِ جنبش زنان کار کردهاند، زحمت کشيدهاند و مشخصات و خصوصيتها و حتی نحوهی رشدِ اين جنبش را خوب میشناسند.
به گمانم بخشِ بزرگی از کارِ روزنامهنگاری خواندن، نگاه کردن، پیگيری و شنيدن است و بخشِ کوچکاش، که از قضا نمودِ بيشتری دارد، نوشتن و حرفزدن. مباد که برای نوشتن و حرف زدن عجله کنم.
مرتبط:
نسخه نپيچيد لطفاً
Comments
آهااا! منظورت نظرات درخشان اون رفیق درخشانمونه!؟ من حرفامو پس گرفتم. راست گفتی هر چی گفتی فقط یه کم، کم گفتی! اون بیچاره رو گذاشتن که فقط بره رو اعصاب اینترنت! :))
پرستو:
بیشتر از اون ای میل هایی که گرفته ام و دوستانی که واقعاً دوستند و از روی دلسوزی تعیین استراتژی می کنند و نمی دانند که چه می گویند و چه می کنند.
Posted by: چریک at March 9, 2007 06:06 PM
راستی؟ اگه موافق مطرح شدن نظرات مختلفی، خوب بود لااقل یک لینک هم به اصل نوشته میدادی تا مردم بتونن اون رو بخونن و خودشون قضاوت کنن. اینکه لینک ندادی زیاد جالب نیست از دید خواننده ات.
پرستو:
ممنون که نظرت رو می گی. من جواب ای میل هایی که گرفته ام را دارم می دهم و به همه شان هم گفته ام که در وبلاگ جواب را می دهم. این که فکر کرده ای جواب کسی خاص را داده ام، مشکل من نیست.
Posted by: نرگس هاشمی at March 9, 2007 05:59 PM
حالا تحلیل یا نظر؟ چه فرقی میکنه؟ ملالغتی شدی چرا یه دفعه؟ بعدشم، اون درخشان بدبخت کی گفت که تحلیل کرده؟ این اسم رو خودت روی اون مطلبش گذاشتی و حالا هم داری بخاطر همین اسم اون رو محکوم میکنی؟ این که نشد برخورد منطقی آخه.
پرستو:
چرا حالا دعوام می کنی به خاطر نظرم؟
Posted by: نرگس هاشمی at March 9, 2007 05:56 PM
حرف من همینه که کسی که فعالیت اجتماعی می کنه برای فراگیر شدن گفتمانش در بین عموم، بازخورد رو باید از عموم بگیره نه فقط از
اهلش
پرستو:
بله. بازخورد رو می گیرم و می خونم و می بینم. اما دارم می بینم یه جاهایی این بازخوردها با تحلیل و استراتژی نوشتن و این ها داره اشتباه می شه. قصدم از نوشتن این بود که به خودم اول از همه بگم: نگاه کن هر کس از چه موضعی چی داره می گه.
Posted by: چریک at March 9, 2007 05:41 PM
پرستو جون. این که تو میگی دقیقا استدلال کسانیه که با دموکراسی مخالفن و میگن که معنی نداره یک عمله بی سواد رایش همون قدر ارزش داشته باشه که یک دکتر فلسفه.
اصل تو یه جامعه دموکراتیک اینه که همه روی رفتار همدیگه نظارت کنن تا همه کمتر اشتباه کن و کمتر دروغ بگن و دزدی کنن و غیره.
اگه میخوای روی نظر خواننده تاثیر بذاری باید جواب یه حرف رو با دلیل و منطق بدی. برچسب زدن روی گوینده اون حرف، حتی اگه آدم بقول تو بیسوادی مثل حسین درخشان باشه، دردی رو دوا نمیکنه.
اون یه استدلال ساده کرده برای اینکه چرا روش جدید شما به ضرر کل جنبش زنانه. به نظر هم خیلی معقول میاد و خیلی های دیگه هم همین نظر رو دارن. ولی کسی از ترس فحش خوردن و محکوم شدن به مخالفت با اصل جنبش حرفی نمیزنه.
شما اگه مخالفین جوابش رو بدین. از کی تا حالا کسی برای نظر دادن توی جامعه دموکراتیک باید نظارت استصوابی بشه؟
پرستو:
لطفاً یه بار دیگه مطلب من رو بخونین. من نظرم رو درباره ی شأنِ تحلیل گفتم و این که خوشحالم اظهارنظر می شه اما نباید با تحلیل اشتباه گرفته بشه.
نظر من اینه. نظر شما هم البته محترمه. اول نوشته هم نوشتم که قصد پاسخگویی به استدلال کسی رو ندارم. دارم مثل یک ناظر همه چیز رو می خونم و می بینم.
Posted by: نرگس هاشمی at March 9, 2007 05:40 PM
اصلا از این نوع برخوردت خوشم نیومد.تا این پستت رو خوندم یاد طرز مقابله آخوندهای سنتی با دکتر شریعتی افتادم. آن ها هم تنها حرفی که در مقابل شریعتی داشتن این بود، می گفتن تو که تا حالا درس اسلام (همون حوزه) را نخوانده ای نمی تونی (یعنی حق نداری) در مقابل فلان آیت الله که نمی دونم چند سال خاک حوزه را خورده حرفی بزنی.
وجدانا یه بار دیگه نوشتت رو بخون غیر اینه.
یاد جواب مهدی رحمتی (دروازبان استقلال) افتادم که در جواب انتقاد فردوسی پور گفت اخه این آقا تا حالا چند تا عکس با دستکش داشته که واسه ما اظهار نظر می کنه.
قصد ندارم از نوشته همونی که در جوابش این رو نوشتی دفاع کنم (که البته با این که جنبش زنان داره با حرکات نسبتا اشتباه زمینه ضربه سنگین رو بر پیکره خودش آماده می کنه کاملا موافقم)، اما واقعا یک روزنامه نگار معتقد به آزادی بیان نباید این جوری زننده برخورد کنه.
ببخشید البته ها.
پرستو:
نظر شما محترمه. ولی من هم نظرم رو نوشتم. و بعد هم نوشتم که خیلی خوبه که این اظهارنظرها می شه اما به نظرم اسمشون تحلیل نیست. اسمشون اظهارنظره. همینی که شما این جا نوشتی و من هم نوشتم. اینا هیچ کدوم تحلیل نیست. حرف من اینه. جلوی حرف زدن کسی رو هم نگرفتم. هیچ وقت هم نمی گیرم.
Posted by: پنگوئن at March 9, 2007 05:36 PM
فرانسوا تروفو می گه همه دو تا شغل دارند یکی کار خودشون یکی منتقد فیلم....اینجاست که فرق بیننده ومخاطب روشن می شه...خیلی ها اساسا بیننده اند و مخاطب نیستند....(وقتی که اینطوری می نویسم از خودم بدم می اد یعنی اینکه خودمون مخاطبیم و دیکران بیننده اینطور نیست؟
Posted by: امید at March 9, 2007 05:05 PM
دوست من! به عنوان کسی که کاملا موافق اقدامات شما و به خصوص مطرح کردن علنی مطالبات به شکل غیرخشونت آمیز در عرصه عمومیه و همچنین آدمی که رشته تحصیلی و شغلش برنامه ریزی و تحلیل سیستمهاست ازت می پرسم فکر می کنی چند دهم درصد از افرادی که شما برای احقاق حقوقشون تلاش می کنید واجد شرایطی هستند که شما ازشون یاد کردی؟ حالا برای اثربخشی تلاشهاتون فکر می کنی شما باید متناسب با وضعیت موجود سولوشن ارائه بدی یا اینکه دیگران باید خودشون رو با فضای فکری شما(که تحت تاثیر اقداماتی که نام بردی شکل گرفته) هماهنگ کنند؟ به نظر من بازخور (فیدبک)گرفتن از خارج سیستم به منظور بهبود و اصلاح مسیر به خصوص برای شما که تریبونهای بسیار بسیار محدودی در اختیار دارید خیلی حیاتیه و گرنه خیلی زود گرفتار عارضه گروه اندیشی ( به زبان عامه: برج عاج روشنفکری) خواهید شد. بلایی که سر اکثر روشنفکرای این مملکت اومده و علیرغم پتانسیل بالا، زمینگیر و ناکارآمدشون کرده، همین پیرمردهایی که هر از جندگاهی دور هم جمع میشن و 4 تا فحش به حکومت و 4 تا دیگه به رفقای خودشون میدن و میرن
پرستو:
بازخورد رو به شدت قبول دارم. ولی از اهلش و از کسی که بدونه داره چی می گه. موضوع مطلب من رو متوجه نشدین به گمانم.
Posted by: چریک at March 9, 2007 04:18 PM
عزيزم مي گه نميدوني ايرانها استاد تحليل كردن هستند.. ولي براي خوندن،گوش دادن زياد وقت ندارند... بي شك راهي كه داريد ميريد قابل ستايش است.
Posted by: sara at March 9, 2007 04:10 PM
سلام
شماها دارين اشتباه ميرين خط رو اونم حالا كه شايد جنگ بشه
يك جورهايي دارين پا ميزارين رو دم آنها . اين جوري نميشه . شماها يك جورهايي تابو شدين واسه اونا . حركات شما براي خيلي ها الگوي . اين جور به اونها بر ميخوره و اينكه با اونهاشما نميتونيد بازي كنيد . اونها اطلاعاتشون از شما بيشتره در مورد هرگونه حركتي .
Posted by: سردبير ديپلم at March 9, 2007 02:51 PM
