سيبزمينی نشويم؟
خبرِ بازداشتِ سه فعال جنبش زنان را شنيدهايد؟ خواندهايد؟ برايتان مهم است؟ تعجب کردهايد؟ ترسيدهايد؟ خوشحال شدهايد؟ اصلاً واکنشی داريد؟
مأمورانِ امنيتی از 7 صبح تا 1 بعدازظهر امروز، شنبه، از منصوره شجاعی، طلعت تقینيا، فرناز سيفی بازجويی کردهاند و بعد رفتهاند به خانههايشان، وسايل شخصیشان (کامپيوتر، دستنوشتهها و کتابها) را برداشتهاند و بعد هم زندان اوين.
خبر تکراری است؟ آشنا میزند؟
بله، بنده بسيار ناراحت و عصبانی هستم از اين وضعيت که نمیشود تکان خورد. و اصلاً دوست ندارم تبديل شوم به سيبزمينی.
پی نوشت - بعدازظهر يکشنبه:
پرونده ی بازداشت شدگان به دادگاه ارجاع نشده. جرم شان مشخص نيست.
پینوشت – عصرِ يکشنبه:
آزاد شدند.
مرتبط:
عکس های کسوف از بازداشت شدگان.
يک دستگيری بد، خيلی بد - اميد معماريان.
سکوت بس است - مادام ميم.
خودباوریی دولت مدرن - سولوژن.
باز خبر دستگيريه - سخن از آزادی ناتمام است.
دوباره اضطراب - ليلا موری.
لعنت... - عروسک کوکی.
سيبزمينی نبودن: مسأله اين است - عنکبوت.
مثل يک سطل آب يخ - خودمونی.
رگِ بی غيرتی - پديده.
اين چمدان هنوز پر نشده؟ - آزادنويس.
روزی خواهرانمان را به هیچ جرمی برده اند - فصل زن.
ما، یک "مشکل"، یک "مسئله" و یک "تهدید" هستیم - پويا.
دل گرمی: حواس مان به هم هست - سايه.
غضنفرها و حقوق زنان - تلفنچی.
آن ها از زنان می ترسند - جمهور.
خبرگزاری ها:
ايلنا
بی بی سی
خبر آزادی شان در بی بی سی
Comments
این هزینه رای ندادن است.
Posted by: بردیا at February 28, 2007 02:51 PM
او دروغمداری و تو هین مداری است حنایش رنگ ندارد
Posted by: Anonymous at February 13, 2007 11:26 AM
تعريف شما ازامنيت چيست؟(امنيت زنان درجامعه)
Posted by: الميرا at February 2, 2007 02:53 PM
ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - چهارشنبه 11 بهمن 1385 [2007.01.31
فمینست های سکولار! مواظب باشید
سه نفر از بانوان فعال جنبش زنان هفته گذشته در حال سفر برای شرکت در یک جلسه در هند در زندان دستگیر شدند و پس از 24 ساعت آزاد شدند. ظاهرا قاضی برای نگه داشتن آنها هیچ دلیلی در دست نداشت، به همین دلیل بلافاصله دلایل کافی توسط حسین درخششمداری در اختیار قاضی و دیگران قرار گرفت. این حسین درخششمداری اخیرا بدجوری در حال درخشش و تابش و تلالوست. هر کسی که گرفتار دادگاه و وزارت اطلاعات می شود، این آقای محترم سابق بلافاصله مثل شاهدین روستایی دادگاه های مرتضوی که از پشت کوه می آوردند تا علیه این و آن شکایت کنند، بلافاصله یک مدرک جرم درست می کند که اگر هم دادگاه نمی خواد کسی را دستگیر کند، این موجود مدرکی برای دستگیری به دست قاضی و دادگاه و وزارت اطلاعات بدهد. این کار زشت است، به آن می گویند آدم فروشی و حتی در شرایط مشکلات شدید مالی و اقامتی هم آدم نباید دست به این کارها بزند. مقاله حسین سابقا درخشان که روز به روز دارد درخشش بیشتری پیدا می کند، با عنوان « فمینیست های سکولار، مواظب باشید.» را حتما بخوانید و واقعا مواظب حسین درخشان باشید، چون ممکن است ایکی ثانیه شما را هم بفروشد.
Posted by: n at January 31, 2007 08:22 PM
I am one
I am not one
I am young
I am your youth
Ido not want war, I do not want death
I do not want nuclear energy
I do not want military government
Coming together, gradually grow
Show that we want to be green
...Getting Green
Wear Green
Posted by: mandana at January 30, 2007 02:20 PM
به وبلاگ من هم سر بزن در این مورد مطلب نوشتم !
یک 22 خردادی
Posted by: بیتا یاری at January 29, 2007 03:29 PM
سلام. چرا اینقدر شلوغش کردید خانم پرستو. یه سوال و جواب ساده که این همه سر و صدا نداره. این سه خانم محترم واقعاً بیش از حد نیرو و زندگی خودشون رو برای مسائل کم اهمیت صرف می کردند. امیدوارم که با این سوال و جواب در مسیر واقعیات زندگی و جامعه خودشون قدم بردارند.
پرستو:
سلام.
خسته نباشین از این قضاوت سطحی و سریع.
Posted by: امیر ارسلان at January 29, 2007 12:57 PM
راستی نو چرا فیل تر نیستی؟ :دی
Posted by: nima at January 29, 2007 06:44 AM
پرستو عزیز سیب زمینی نشدن یعنی چی؟ وقتی ایران تحریم شد همه سکوت کردند کسی نگفت سیب زمینی نشویم، آمریکا ناوهاشو آورده تو خلیج فارس ، جنگ نزدیکه اما خیلی ها سکوت کردن، حالا تو این شرایط که چشم همه دنیا به ماست تا اجازه شکلیک رو صادر کنه آیا درسته که واسه دستگیری نابجا و نا حق دوستامون قیصریه رو به آتیش کشید؟ این جور وقتها حمایت ها باید حساب شده باشده اگه روشنگری هم قراره توش باشه باید یه روشنگری باشه که مثل دوستی خاله خرسه سر نشکنه....
پرستو:
سلام.
منظورتون اینه که سر تحریم شدنِ ایران من خوشحالم که سیب زمینی شدیم؟ خب. اشتباه می کنین. و نفهمیدم که چطوری قیصریه رو به آتیش کشیدیم و دوستی خاله خرسه کردیم؟
کار رسانه ای لازمه ی فشارها و بازداشت هاست. دیگه این یکی که خیلی وقته بهمون ثابت شده. دست کم به من ثابت شده.
به هر حال که خوشحالم که آزاد شدند و در این شرایط سخت نمی فهمم انتقاد شما به منه یا به تحریم کنندگان؟
Posted by: سحر at January 29, 2007 01:58 AM
پرستو جان ما سیب زمینی های پوست کنده ایم دیگر..!
Posted by: صورتک خیالی at January 29, 2007 12:59 AM
سه فعال زن ایرانی آزاد شدند
در پی تماس خبرنگار رادیو زمانه با فرناز سیفی، یکی از این دستگیرشدگان، آزادی این سه فعال حقوق زنان تأیید شد. پیش از این وبلاگ کسوف از آزادی این سه نفر خبر داده بود.
Posted by: radio zamaneh at January 28, 2007 09:16 PM
هنوز هم نمی فهمم چرا !
در مورد آزادی خدا را شکر ولی هیچ کس مطمئن از بقیه ماجرا نیست . نه ؟
Posted by: FarNice at January 28, 2007 08:43 PM
Posted by: yaghi at January 28, 2007 07:26 PM
شکر...اما تکرارش آدم را به فکر می برد. کاش میشد چاره ای اندیشید!
Posted by: rooz... at January 28, 2007 06:17 PM
سلام. آزاد شدند.....
Posted by: zephyr at January 28, 2007 05:45 PM
مي خواستم بگم در حال حاضر ما به شدت به يه تجمع اعتراض آميز راجع به وضعيت كشور نياز داريم! كاش كساني كه از دست شون برمي آد يه برنامه هدفمند ترتيب بدن الان بهترين موقعيته براي خارج شدن از وضعيت سيب زميني! و الا صرفا نت نمي تونه چندان تاثيرگذار باشه...
Posted by: سفيد at January 28, 2007 05:19 PM
هرچه فشار بيشتر باشه ايمان ما قوي تر مي شه ... هممون توي وب لاگهامون لينك مي ديم و دهان به دهان اين موضوع مي چرخه...
Posted by: رها at January 28, 2007 04:43 PM
خيلي خيلي متاسفم و نگران! پرستوي عزيز لطفا هر برنامه اي بود بنويس تا اگر كاري بتونيم انجام بديم. اميدوارم هيچ وقت سيب زميني نشيم...
Posted by: سفيد at January 28, 2007 03:51 PM
خبر خوب
براشون قرار کفالت گذاشتن. امروز آزاد می شد
خوشحالم........
Posted by: zephyr at January 28, 2007 03:44 PM
اما راستی . اگه منو بگیرن که اونوقت نمیتونم کاری بکنم! چونکه بازداشتم. پس کی کاری بکنه؟ چیکار بکنه؟
. . .!!! اگه منو گرفتن دوست دارم چند صد هزار نفر جمع شن جلوی یه جای مهم و بگن آزادش کنین وگرنه ما هر روز اینجا جم میشیم! آونوقت اونا هم از ترسشون زود منو آزاد میکردن. فقط چه جوری چند صد هزار نفر رو خبر کنن و جمع کنن ؟ آهان حالا دارم میفهمم چرا جلوی هر چیز آدم جمع کن رو میگیرن ! مثل نشریه.انجمن .همایش.تجمع . . .!!
Posted by: هفت at January 28, 2007 03:25 PM
سلام آخرین خبر بازداشت شده ها رو توی سایت زنستان گذاشتند:
http://herlandmag.net/news/07,01,28,02,08,37/
حتی معلوم نیست جرمشون چیه!!1
مسخره است.
Posted by: zephyr at January 28, 2007 02:42 PM
هنوز که منو نگرفتن که کاری بکنم!! پس بیخیال ...!:)
Posted by: هفت at January 28, 2007 02:37 PM
توروخدا اگه کاری از دستمون بر میاد بیخبر نذارین ما رو. شاید حداقل بتونیم سر و صدا کنیم از اینجا
Posted by: kati at January 28, 2007 02:01 PM
آخرين پستم تقديم به فرناز سيفي است
Posted by: پديده at January 28, 2007 01:36 PM
شنيدم كه ممكنه تا ظهر آزاد بشن. اميدوارم بشه قرار واسشون صادر بشه كه از بازداشت در بيان
Posted by: علي عبدي at January 28, 2007 01:10 PM
شوکه شدم....خیلی ناراحتم خیلی.
Posted by: azadeh at January 28, 2007 12:08 PM
مثل یه سطل آب یخ.
مثل یک شوک بزرگ.
مثل یک خستگی طولانی.
چقدر صبح از شنیدن این خبر حالم گرفته شد.
چه کار میتونیم بکنیم؟
Posted by: زهرا at January 28, 2007 11:49 AM
حالا خبر جدید ازشون چی هست؟
تو رو خدا بی خبر نذارین
Posted by: -- at January 28, 2007 10:48 AM
helen keler az ma bishtar kar anjam midad.vaghti intor dasto pamoon ra bastan ...adam ehsase badi behesh dast mide.
Posted by: Poone at January 28, 2007 10:45 AM
مي شنويم و ... مي شه كاري كرد؟
Posted by: مهناز ميناوند at January 28, 2007 08:32 AM
اول صبح که مطلب رو خوندم اعصابم به طرز فجیعی ریخته به هم واقعا ساکت بودن نشونه تسلیمی گوسفند واره و بس ..
Posted by: روزبه at January 28, 2007 08:23 AM
:(((((((((
Posted by: sh at January 28, 2007 08:18 AM
متاسفم به اميد روزي كه كسي به خاطر اعتقاداتش مبحوس نشود
Posted by: امير حسين at January 28, 2007 06:32 AM
سلام. پرستو جان چی کار باید بکنیم. خیلی گله ای دارن بچه های کمپین رو می گیرند. دو ما پیش زینب. دو هفته پیش من و فاطمه. امروز فرناز و طلعت و منصوره...
احساس می کنم یکی گلومو گرفته نمی دونم داد بزنم.
Posted by: zephyr at January 28, 2007 06:27 AM
man ke kheili taajob kardam.chi kar mishe kard?
Posted by: Parisa at January 28, 2007 04:25 AM
متاسفانه تنها حرف کمکی نمیکنه
عادت کردیم که فقط مطلبی رو بخونیم و افسوس بخوریم
بگیم اه چه بد،چه زشت چه ظالمانه
این فقط یه گوشه از سرنشت کساییه که خواستند از چیزی دفاع کنند
بدون یک انقلاب عمومی تا ابد وضعمون همینه
Posted by: patham at January 28, 2007 02:32 AM
با درود دوست عزیز
لوگوی شما در وب قرار گرفت
موفق و پاینده باشید
به امید ارتباط بیشتر
Posted by: آزادی at January 28, 2007 02:20 AM
با همه ناامیدیها باید هنوز بنویسیم و بگیم. چاره ای جز این نداریم.
Posted by: لیلا at January 28, 2007 02:06 AM
dardnakeh!!! Vali nah digheh az hichi man taajob neemkonam.
Vali chand rooz pish vaghti tou weblog hosain derakshan khoundam keh fa’alaan jonbesh zanan risk amniaty hastand, taajob kardam!!! Barayeh chand lahzah ghoftam nakonah weblogeshou yeki hack kardeh vah een charandiatou neveshteh:
http://hoder.com/weblog/archives/015721.shtml
“If the secular women rights activists wanted to guarantee that the Islamic Republic sees their great "One Million Signatures" campaign as a covert Amercian project to destabilize Iran through organizing and mobilizing women, being promoted by Gozaar, a Freedom House project with the Dutch government's money, was exactly what they should have done.
The project (whose website is already filtered in Iran) now is definitely seen by the intelligence service as a security threat, despite the good intention of many genuine activists involved in it. What a huge mistake.”
Halah az een ham beghzareem emorouz derakshan beh Ganji tohmat hamdasty bah America meezaneh.
Posted by: zan at January 28, 2007 01:19 AM
خدای من! شوکه شدم... چه کار باید کرد؟
Posted by: آذین at January 28, 2007 12:49 AM
خوب مسئله اینه که این ماموران امنیتی از سیبزمینی بیشتر خوششون میآد. زوره؟
Posted by: سالار کاشانی at January 28, 2007 12:49 AM
آشناست و تکراری، همان قدر که نا امید کننده است و اعصابت را به هم میریزد... با این بی تفاوتی و بی تاثیری فراگیر چه می شود کرد؟ نمی دانم!
Posted by: rooz... at January 28, 2007 12:26 AM
واکنش که غیر از حالت تهوع و شک چيزی نمی تونه باشه. مثل اینکه قراره چاقو رو تا ته توی شاهرگ فرو کنند. البته وقتی که خون فواره زد و همه جا رو به گند کشيد، در صدد ماله کشی برخواهند آمد!
Posted by: Khodadad at January 28, 2007 12:18 AM


