...


مستندِ جاده‌ها، در واقع، عکس‌ها و شعرهای (گاهی فقط کلامِ) عباس کيارستمی است درباره‌ی جاده، گذر، رفتن، سفر و کمی هم درباره‌ی مسافر، رهگذر، ره‌رو. سياه و سفيدیِ فيلم را دوست داشتم و زوم شدنِ دوربين را روی عکس‌ها و گاه از جزئيات به کلّ عکس رسيدن و برعکس. نگاهِ کيارستمی به جاده وسيع است که صراحتاً تشبيه می‌کندش به زندگی. فيلم برايم نيم‌ساعتی شاعرانه بود با تصويرهای خوب از سايه و نور و درخت و برف و طبيعت و جانور.

روزی روزگاری در مراکش، درباره‌ی کارگاهِ (تجربیِ) 10‌روزه‌ی آموزشِ فيلم‌سازی برای دانشجويانِ مراکشی و آمريکايی است زيرِ نظر عباس کيارستمی و مارتين اسکورسيسی. با اين‌که مستندِ سيف‌الله صمديان نسبتاً طولانی است (حدود يک ساعت) اما به نظرم جذاب و صميمی آمد. تلاشِ جالبی بود برای مقايسه کردنِ نگاهِ متفاوتِ اين دو فيلم‌ساز به سينما. و ارادتِ اسکورسيسی به کيارستمی برايم خيلی جالب بود.

برنامه‌ای که انجمن مستندسازان ترتيب داده، فرصت خيلی خوبی است برای ديدنِ مستندهايی که معمولاً به سختی به دستِ آدم می‌رسند. ديدنِ چند تا از فيلم‌ها را از دست داده‌ام اما هنوز دو روزِ ديگر باقی است. و ببخشيد که حوصله ندارم مفصل‌تر بنويسم.

پی‌نوشت: امشب (پنج‌شنبه)، ساعت 8:30، مستندِ ماده‌ی 61 ساخته‌ی مهوش شيخ‌الاسلامی، خارج از برنامه پخش می‌شود. درباره‌ی زنانی است که همسران‌شان را کُشته‌اند. ديدن‌اش را پيشنهاد می‌کنم. مخصوصاً به علاقه‌مندان مسائلِ زنان.



January 18, 2007 02:15 AM


Comments


سلام خانم ،
معمولاً بهتون سر مي زنم و شعرها & نقد هاتون رو می خونم . کم و بیش از کارهاتون خوشم می آد .کاش طوری می شد که دغدغه ای جز نوشتن و انتقاد هنری نداشتيد ولی خوب می دونم نمی شه ! بهرحال دوست دارم وقت کرديد به نوشته هام نگاهی کنيد و نظرتون رو بگيد . regards
fereydoon soleimani

Posted by: fereydoon at January 27, 2007 09:24 PM

آره با همین فیلترینگ هم...دوست داشتنی می نویسی.

Posted by: farhad at January 27, 2007 02:24 PM

فکر میکنید بعد از جشنواره جایی برای تهیه کردن
چنین فیلمهایی باشد؟ اگر مقدور بود جواب دهید

پرستو:
فکر کنم بهترین راه این باشه که به دبیرِ این جشنواره، ناصر صفاریان، ای میل بزنین یا تماس بگیرین. آدرس وب سایتشون که هست، از خودشون بپرسین.

Posted by: روزبه at January 25, 2007 01:44 AM

پرستو!
مگه تو آخر سر نگفتی چون منابع به قدر کفایت هلیم را هلیم ننوشتند، پس همان حلیم!
پس چرا دوباره در پست پائینی نوشتی هلیم؟!

پرستو:
سلام سمیرا.
راستش نه. نوشتم: هر دو درست است. منابع به قدر کفایت بر غلط بودنِ حلیم موجود نبود. همه فرهنگ ها هلیم را دارند. بعضی ها حلیم را هم دارند. پس هر دو درست است ظاهراً.
خوب باشی.

Posted by: سمیرا at January 24, 2007 03:08 PM

خیلی وقت بود به دلیل فیلترینگ به وبلاگتون سر نزده بودم خوشحالم که مجدد
تونستم فیلترینگ رو دور بزنم.موفق باشد

پرستو:
ممنونم از لطفتون. خوب باشین.

Posted by: کاوه at January 24, 2007 12:11 PM

در مورد كيارستمي هرچه بگوييد، هستم. بد جور ذوب شده ام. كسي نيست نجاتم بدهد؟

Posted by: حسن at January 24, 2007 12:09 PM

يادم رفت email بذارم

Posted by: Anonymous at January 23, 2007 10:54 AM

سلام پرستو جان :
خوشحالم كهdefiltering شدي(: مدت زيادي بود كه با هر فيلترشكني كه به دستم ميرسيد مي آمدم سراغ وبلاگت.
ولي اين اواخر غير ممكن شده بود. به هر حال خوشحالم كه مي وبلاگي.

پرستو:
چاکريم.

Posted by: Anonymous at January 23, 2007 10:49 AM

زندگی خوش میگذره؟
من که ذوقامو قبلا کردم ولی بازم ذوق واسه این بچه جدید :) کاش بشه بزرگش کنی این بار!

Posted by: rooz... at January 23, 2007 01:08 AM

wow...
مبارکه نشانی جدید!

Posted by: آذین at January 23, 2007 12:37 AM

چه خوب که می شه تا کارت فیلتر شده ی بعدی! اومد اینجا! این هم از مهم بودنته دیگه که فیلتر میشی! نمی دونی چقدر چقدر چقدر دلم تنگ شده بود و چند دفعه بیخودی آدرسهای فیلتر شده ات رو نوشتم شاید...اگه بگم وبلاگ پرستو یکی از مهم ترین دلایل اینترنت گردی منه باور می کنی؟ تا دوباره ی دیدار...پایدار باشی

پرستو:
وااای! من الان باید چی بگم بعد از این همه تحویل گرفته شدن؟
خیلی ممنون از لطفت. زیاد ممنون.
و این فیلتر شدن از مهم بودنِ من نیست، از حماقتِ کسانی است که باعث می شن آدم این جوری مهم جلوه کنه!
باور کن...

Posted by: yekpanjere at January 22, 2007 05:47 PM

سلام
بذار دلگرمی بهت بدم
این blog.parastood.ir هم که مدتها روی شبکه علمی فیلتر نشده بود بالاخره از امروز فیلتر شد
فعلان از پروکسی دوستت برای بازکردن وبلاگت استفاده می کنیم
publish نکن مرسی
موفق باشی

Posted by: محمد at January 22, 2007 09:44 AM

male matlabe ghablite...khobe ke khasti harf bezani...bache age harf nazani mitereki...parastoo dokhtariye ke hich vaghte hich vaght kam nemiare...pasho dokhtar montazere khandehaye shadetam

Posted by: nazanin at January 21, 2007 10:19 PM

سلام خانم پرستو. نمیدونم خوب هستید یا باز دوباره دچار خوددرگیری شدید. جمعه نیامدید خانه سینما؟

پرستو:
سلام و ممنونم از لطفتون. خوبم. و متأسفانه نشد که جمعه بيام خانه سینما.

Posted by: امیر ارسلان at January 20, 2007 11:23 PM

سلام خانم پرستو. از اینجا خواستم از شما تشکر کنم که در مورد این برنامه اطلاع رسانی کردید. من متأسفانه 5شنبه تهران نبودم و 61 رو ندیدم. اما جمعه 2 فیلم "تمرین آخر" و "گاهی اتفاق می افتد" رو دیدم که هر دو بنظرم خیلی جالب آمدند. خصوصا دومی از نظر سوژه. واقعا آدم در مورد انسانهای مورد بحث در این فیلم نمیدونه چی باید بگه.
بازم مرسی. خداحافظ.

Posted by: امیر ارسلان at January 19, 2007 10:58 PM

سلام
بالاخره من از شما یه بلاگ پیدا کردم که سانسور نیست.بلاگ دیگری هم دارید که شگه این سانسور شد به ان دسترسی داشته باشم.
ممنون

Posted by: ebrahim at January 19, 2007 08:41 PM

من مسلمون نیستم!
به بهانه نشست مجمع وبلاگ نویسان مسلمان
هر کی گفت اشهد ان لااله الاالله ... و ولایت فقیه را پذیرفت از ماست وگرنه ...
نمی دونم این چه قاعده ای یه که خیلی از ماها ملاک مسلمونی قرار دادیم و هر کسی رو که غیر از این باشه طرد می کنیم.
مجمع وبلاگ نویسان مسلمان
انجمن روزنامه نگاران مسلمان
...

Posted by: حمید داودآبادی at January 19, 2007 03:15 AM

بله متاسفانه من خنگ تشریف داشتم و امروز هم اول رفتم اونجا و دیپورت شدم به همون خانه سینما و اون فیلم ای کاش می گفتند نه رو دیدم و حالم از این ملت و این همه آدم خنگ به هم خورد ... ببین به کجا رسیدیم ... اون زمان جنگ بود اینم حالا که با یا علی و یا حسین می فرستن به مسلخ ... ای خدا
چه قده خرن اینا .
فیلم شده سند حماقت یه ملت . نتونستم تا آخرش ببینم .

Posted by: زیرمتن at January 19, 2007 02:03 AM

توی هنوز تیتر مطلب را نوشته اند روزی روزگاری کیارستمی. حالا امروز من مطلبی نوشته بود روزی روزگاری ایران. یادم بود که این مطلب شما تیتر نداشت گفتم نکند من اشتباهی کردم که دیدم نه این هنوزی ها این تیتر را انتخاب کرده اند و کمی وجدان راحت شد!
گرچه "روزی روزگاری آمریکا" نسخهی اولیه همه ی این بازی با لغات است.

Posted by: وارطان at January 18, 2007 07:00 PM

اهه! دو هفته پیش کیا رستمی و صمدیان اینجا بودن و همین دو تا رو هم اکران کردن... منم حال و هوای roads رو دوست داشتم.

Posted by: هما at January 18, 2007 05:57 PM

مرسی! البته واسه یادداشت صبح 11 ژانویه وبلاگت و نفسی که ازم گرفت... هربار میام رو خط حتما بلاگت رو باز می کنم تا دوباره بخونمش. سر جلسه امتحان هم داشت تو مخم وول می زد. واقعا مرسی به خاطر این همه حس!

Posted by: چریک at January 18, 2007 05:34 PM

cinemaye kiarostami cinemaye hashie hast va na matne asli ..in hashie ha hastand ke bar matne asli arjaeeyat darand va khode kiarostami ham aslan ba jalaseye naghdo barresi hayash ast ke bishtar be del mineshinad va na khode filmhayash......inke kiarostami be dele tamashagare farhikhteye gharbi mineshinad be dalile sadegie ejraye asare oust va az in jahat baraye chenin tamashagari gharabate khoshayandist...khososan ke dastan haye ou dar dele tabiat ettefagh mioftad va anra baraye tamashagare gharbi delpazir mikonad vali vagheiat an ast ke joz kadr haye zibayash baraye tamashagare irani hich chiz nadarad...zamani khosro dehghan gofte bod ke cinemaye kiarostami cinemaye karmandist va alhagh ham ke be hamin shekl ast...mohemtarin eshkale kiarostami be gheyr az (tame gilas) an ast ke shakhsiat hayash ra az dele tekrar be manaviat va eshgh miresanad va albate shayad in hosne karhaye ou ham bashad chera ke dar jahane vaghe in amri nashodanist va faghat az dele cinemaye karmandie kiarostami momken ast ke ma be chenin natayeji beresim ...khodash ke tazegi gofte hatta eshkali nadarad ke tamashagaranash dar hangame nemayeshe film haye ou chorti bezanand.....shayad be har hal in ham shekli az cinema bashad in rozha ke hame darand az adame ghateeyat harf mizanand

Posted by: امید at January 18, 2007 04:06 PM

«کيارستمی به جاده وسيع است که صراحتاً تشبيه می‌کندش به زندگی» ...

آه خوب شد گفتید. تا به حال کسی جاده را به زندگی تشبیه نکرده بود! چه تشبیه بدیعی!

پرستو:
سلام.
من نگفتم تشبیه بدیعی است. توضیح دادم چیزی را که در فیلم دیده بودم.
خوب باشین.

Posted by: مانی at January 18, 2007 12:24 PM

اوهوم...پایه ام شدید

Posted by: rooz... at January 18, 2007 10:26 AM

چه باحال! احتمالا منو پریسا با چند تا از همکلاسیهاش میریم بریتیش میوزیوم فیلم مستند ببینیم. واست تعریف میکنم اگه رفتیم.

Posted by: لیلا at January 18, 2007 06:21 AM

http://www.iranao.com/news.php?id=4528

پرستو جان می گم این را هم ببین . فکر کنم جالب تر باشد . رییس جمهور میر قنبر شیروانی را از دست نده ... با بقیه ش ...

پرستو:
بله، ممنون. در واقع همين برنامه ای است که لینکش را گذاشته ام، منتها نه به زبانِ جدول.

Posted by: زیرمتن at January 18, 2007 03:43 AM

یکی از کارهای خوبی که جشنواره‌هایی مثل ایدفا (جشنواره بین‌المللی مستند آمستردام) می‌کنند این هست که فیلم‌های مطرح جشنواره را هر سال روی دی‌وی‌دی در محل خود جشنواره یا از طریق اینترنت برای فروش ارائه می‌کنند. یکی از کارهای خوبی که در سالهای اخیر در هلند توسط شبکه‌های تلویزیونی و حتی خود جشنواره‌های فیلم بطور جدی رونق گرفته، فعال شدن و توجه به ارزش آرشیو اینترنتی است. بطوریکه همین حالا هزاران فیلم مستند با ارزش روی اینترنت قرار دارد و علاقمندان می‌توانند مجانی و فقط با یک کلیک این مستند‌ها را ببینند. حتی یک کانال دیجیتال بیست و چهارساعته فیلم مستند هم در دسترس مستنسازان، دانشجویان و همه دوست‌داران فیلم مستند است.
ای کاش همین‌کارها توسط دوستان ساکن ایران انجام می‌شد. سرعت پایین اینترنت در ایران شاید امکان آپ‌لود را محدود کند، اما برای ساکنان کنجکاو ایرانی و غیرایرانی خارج از مرزها موهبتی است که با پیشرفتهای سینمای مستند ایران در سالهای اخیر آشنا شوند. حتی امکان خرید دی‌وی دی فیلمهای مستند ایرانی از اینترنت هم ایجاد درآمدی می‌تواند برای دوستان مستندساز ساکن ایران باشد هم برای علاقمندان خارج از کشور امکانی بی‌نظیر.

پرستو:
درست می گویی ولی توجه کن که تازه این کار (پخش فیلم های مستند برگزیده جشن خانه سینما) امسال برای اولین باره که انجام می شه. دیگه خودت داشته باش که حتماً طول می کشه که به آرشیو اینترنتی و این ها برسه. اما به هر حال ایده خوبت رو می گم بهشون.
ممنون.

Posted by: Nightly at January 18, 2007 03:36 AM

روزی روزگاری رو دیده بودم . ببینم من تا حالا توی خانه ی سینما نرفتم . البته اون توی تو نرفتم . به نظرم جای بزرگی نمی آید . این برنامه کجاشه ؟ نمی دونم . شاید هم بزرگ باشه .

پرستو:
من هم جز آمفی تئاتر و حیاطش جای دیگه ای رو نرفتم ببینم. اما زیاد کوچک نیست. فکر کنم راحت 100 نفر جا می شوند در آمفی تئاترش.

Posted by: زیرمتن at January 18, 2007 03:25 AM

Post a comment





Remember Me?