درخشش بسکتبالِ ايران

اين‌که تيم بسکتبال ايران برنزِ آسيا را گرفت، خيلی خوشحالم کرد. ايران عجب تيمِ خوبی شده است. دستِ برادران مشحون درد نکند که فدراسيون بسکتبال را چند سالی است نجات داده‌اند. بعد از مدت‌ها، جز فوتبال، برای ديدنِ مسابقه‌ی نيمه‌نهايی با قطر حس ملیِ عجيبی داشتم و وقتی با اختلافِ سه امتياز بازی را باختند، تهِ دلم با رضايت گفتم: حيف شد چون عالی بازی کردند. خلاصه که خيلی دمِ همه‌شان گرم. سومِ آسيا شدن بعد از 55 سال (آن‌طور که بی‌بی‌سی می‌گويد)، کار بزرگی بود.

پی‌نوشت: با همه‌ی ارادتی که به آقايان ابوالحسنی و آتشی، پيش‌کسوتان (در گزارش کردنِ تلويزيونی) بسکتبال، دارم، دليل نمی‌شود نگويم که ترجيح می‌دهم مسابقه های بسکتبال را بدون صدا ببينم. از بس که از ادبيات بی‌خودی پيچيده استفاده می‌کنند. فکر کنم نياز به تازه‌نفسِ خوش‌فکری در گزارش‌گری بسکتبال داريم. کسی در مايه‌های فردوسی‌پور برای بسکتبال.

بعد از پی‌نوشت: چه عالی می‌شود اين گزارش‌گرِ خوش‌فکر، دختری جوان باشد. وای، اصلاً فکر کردن به اين موضوع هم حالم را خوب می‌کند. محيا، که گاهی اين طرف‌ها می‌آيی، نظرت چيست؟

مرتبط:
نوشته ی خانم شين



December 16, 2006 02:50 AM


Comments


اونکه مسلمه!

Posted by: دیو at December 22, 2006 08:05 PM

فوتبالو می شه...بسکتبال دانشجوییو رو هم می شه..ولی NBA ...نمی چسبه اصلن

پرستو:
نمی دونم. به من که می چسبه!

Posted by: دیو at December 20, 2006 11:47 AM

در اینکه اینها بهتر از قدیمیان حرفی نیست...ولی سازماندهی هم بهتر شده..اما با عرض شرمندگی این آخری رو نیستم...بسکتبال خانمها چراحالا ولی مصلن NBA ...

پرستو:
چرا آخه؟

Posted by: دیو at December 19, 2006 05:09 PM

آقا وحید مربی من بود! یادش بخیر! ولی اینا گزارش گر نیستند! آخه مشکل اینه حجم پخش مستقیم بسکتبال بسیار ناچیزه، برای پر کردن باکس خالی ساعت 2 صبح هم بازیهای NBA صد سال پیش میذارن! جدی نیست متاسفانه پخش بسکتبال.

پرستو:
آره سينا. جدی نیست. ولی می تونه بشه. مثلاً قبل از فردوسی پور، شفیع بود و دیگه آخر همه گزارشگرهای فوتبال خیابانی بود. اما خیلی زود همه چی عوض شد. یکی باید انگیزه رو داشته باشه و بره جلو. بسکتبال خیلی پتانسیل داره.

Posted by: سینا at December 16, 2006 10:31 PM

سلام پرستو جان
دقیقا همینطوره !!
من همین حالا ، توی ذهنم بین بچه های بسکتبالیست قدیم و جدید ، یک دوره ای کردم و یکی دو تا هم کاندید کردم ;)
اما محدودیتهای صدا و سیما رو که همه میدونیم.
شاید بشه از همین نوشتن شروع کرد.یک خبرنگار ورزشی نویس که تمرکز کنه روی بسکتبال . این میتونه رویا نباشه .
راستی نمیدونم تازگی به بازیهای سوپرلیگ دختران سر زدی یا نه . پیشرفتشون توی این دو سال اخیر فوق العاده بود !!!

پرستو:
سلام محیا.
راست می گی؟
باید که برم ببینم این سوپرلیگ رو. بعدش هم کلی موافقم باهات بابت ورزشی نویسی و نوشتن از بسکتبال.
خوب باشی و ممنون که جواب دادی...

Posted by: محیا at December 16, 2006 05:58 PM

چه قدر خوب که کسيو پيدا کردم که بسکتبالم براش مهم بوده باشه تو اين بازيا!(عجب جمله اي) من انقد حرص خوردم و با حرارت بازيا رو دنبال مي کردم ديگران مي گفتن بسکتبالم مگه مهمه 7 - 8 ام ميشيم ميره ديگه، بازيه ژاپن يکي از باحالتريننن بازياي بسکتبال اين چندوقت بود بازي قطر هم خيلي دردناک بود چقدر ديروز صبح حرص خوردم که بازيو نشون ندادن راستي استاديوم هاي بسکتبال رفتي؟ اونجا هم خيلي باحاله البته قبلنا که امجديه بود باحالتر بود ولي به يه دلايلي بازيا رو بردن آزادي در مورد گزارشگرم اگه گزارش راديو رو ميشنيدي که فيوز مي سوزوندي!!
ببخشيد اين کامنته انقد طولاني شد.

پرستو:
عارفه، خوشحالم که تو هم پی گیر بودی. راستش یه زمانی من توی باشگاه های بسکتبال ولو بودم! دقيقاً همین کلمه ی ولو بودن می تونه وضعیت 15 تا 18 سالگیم رو توصیف کنه. و تعداد زیادی از مسابقه ها و تمرین ها رو از نزدیک دیده ام و در خیالم بارها بهتر از همه بازیکنان تیم ملی بازی کرده ام!
خلاصه که آره، این کاره ام!
خوب باشی.

Posted by: arefe at December 16, 2006 02:02 PM

من هم كلي احساس غرور كردم بعد از باخت از قطر فكر ميكردم بچه ها روحيه شون رو از دست بدند مقابل اردن ولي خوشحالم كه اوضاع روحي اين تيم اينقدر عاليه
يه چيزه ديگه كه ربط به اين پستتون نداره خيلي لذت ميبرم ميبينم اينطوري با حوصله جواب همه رو ميدين حتي در يك كلمه موفق باشيد

پرستو:
روحیه شون خوب بود، اما یه کم کم تجربه بودن و این رو سر بازی با قطر خوب نشون دادن: هول شدن سرِ شوت های سه امتیازی توی اون لحظه های آخر، مثلاً.
و جواب دادن کار لذت بخشی است. البته وقت زیاد می برد، گاهی اما به هر حال دوستش دارم. و ممنون کلاً.

Posted by: خانم شین(روزهاي با هم) at December 16, 2006 10:15 AM

(: کلا تو گروهی ها پیشرفت کردیم...قبلا هر وقت میخواستیم از این که ایرانی ها کار گروهی بلد نیستن مثال بزنیم، میگفتیم ورزش! تو انفرادی کلی عالی ولی تو گروهی ها نه! عوض داره میشه انگار این وضع. خداکنه که توانایی انجام کار گروهی و تحمل همدیگه هم کم کم درست شه...
پیشنهادتم کلی fantastic! (;

پرستو:
هوم. پيشنهاد که نه، یه جور رؤيابافی بود به نظرم.

Posted by: rooz... at December 16, 2006 09:23 AM

سلام پرستوي گرامي!
مي‌بخشيد در اين پست اين پيام را ميگذارم.
شما از فعالان حقوق زنان هستيد، مطمئنا به راهكارهاي عملي و مفيد معتقديد. نميدانم آيا در جمع كردن امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز نقشي داشته‌ايد يا نه.
اما گامهاي كوچك و صبورانه در فرهنگي كه ناشكيبا و آرامانخواه و آتشي مزاج است كمي ناخوشايند است. همين خصيصه باعث آسيب ‌پذيري هويت ايرانيان و حقوق آنان شده‌است. من راهكاري را سالها در همين فضاي وب مطرح كرده‌ام كه يكبار ديگر در اين معركه ي جديد انتخابات در اين باره نوشتم. نميدانم نظر شما چيست. خوشحال خواهم شد وقت بگذاريد و مروري داشته باشيد و از نظرات خود بهره‌مندم سازيدو من مطمئن هستم راهكار پيشنهادي باعث تغييرات بنيادي در قسمتهاي نانوشته‌ و باز سرنوشت عمومي خواهد شد.
موفق باشيد.

پرستو:
بايد که سرِ فرصت بخوانم و ممنون که خبرم کردین.

Posted by: سينا هدا at December 16, 2006 05:11 AM

سلام
این ساعتی که تو این نوشته را روی وبلاگ گذاشتی از قرار معلوم فقط من بدلیل اختلاف ساعت در توکیو بیدارم.
من هم موافقم ولی با کمی توقع زیادی میشد حتی امیدوار بود اگر خودشون را باور کنند اول یا دوم هم بشوند. بهرحال خوبه.
شاد باشی و سربلند
افشین

پرستو:
من هم مدتیه ساعت خوابم به هم ریخته و طبیعتاً نباید نزدیک 3 صبح یادِ بسکتبال بیفتم!
می تونستن دوم بشن یعنی برن برای رقابت با چین. اما همین هم واقعاً خوب بود. کم تجربه هستیم هنوز.
خوب باشين.

Posted by: Afshin at December 16, 2006 03:40 AM

Post a comment





Remember Me?